تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
اكثم پرسيد : چه ديدى ؟ گفت : آن‌جناب را ديدم كه خلايق را به اخلاق پسنديده امر و از اوصاف ذميمه نهى مىكرد .

تذييل نفعه عميم في مواعظ الأكثم لبني تميم

پس از اين‌كه اكثم از مضمون درر مشحون‌نامهء حضرت رسول باخبر گرديد ، قبيلهء بنى تميم را نزد خود جمع نمود و گفت : يا بنى تميم ! كسى را كه سفاهت و خفّت عقل دارد نزد من حاضر نكنيد ، زيرا او به مقتضاى سفاهت سخن مىگويد و هركه از او بشنود ، در حالش شبهه واقع شود ، هر انسانى نزد خود ، رأى و اعتقادى دارد ، رأى و اعتقاد سفيه سست است ؛ هرچند بدنش با قوّت باشد و در كسى كه عقل ندارد ، خيرى نيست . اى طايفهء بنى تميم ! من به كبر سنّ رسيده‌ام و ذلّت پيرى مرا دريافته است ، اگر چيز خوبى از من ديديد ، آن را قبول كنيد و اگر چيزى از من ديديد و آن را از منكرات شمرديد ، به من بگوييد تا طريقهء حق را پيش گيرم . به درستى كه پسرم آمده و آن مرد ، - يعنى رسول خدا - را ديده كه خلق را به اخلاق پسنديده امر و از اخلاق ذميمه ، نهى و به اين دعوت مىكرده كه تنها پروردگار عالم عبادت شود ، ربقهء اطاعت بت‌ها ، از گردن‌ها كنده گردد ، سوگند ياد نمودن به آتش ، ترك شود و ذكر مىكرده او فرستادهء خداست و پيشتر از او پيغمبرانى چند بوده‌اند كه كتاب داشته‌اند . من او را پيغمبر مىدانم كه خلايق را به اطاعت و عبادت خداى تعالى امر مىكند . سزاوارترين خلايق به اعانت محمد و به يارى نمودن در كارها ، شما هستيد . اگر طريقه‌اى كه خلايق را به آن دعوت مىكند ، حقّ باشد ، براى شما در آن نفعى هست و اگر باطل باشد ، باز شما سزاوارتريد كه عيبش را بپوشانيد و دست تعدّى ديگران را از او كوتاه كنيد . پيش‌تر از اين ، عالمى از علماى نصارا در بلدهء نجران ، از صفات او خبر مىداد و قبل از او سفيان بن مجاشع نيز ، صفات او را اخبار مىنمود و نام پسر خود را هم محمد گذاشت .