آنان كه ميان شما ارباب ادراكاند ، دانستهاند در چيزى كه اين مرد به آن دعوت و امر مىكند ، فضيلت و زيادتى است ، پس در اطاعت او پيش قدم باشيد و از او متابعت كنيد كه باعث شرافت و بزرگى شماست ، پيش از آنكه شما را به اجبار و اكراه ببرند ، با طوع و رغبت نزد او برويد ، زيرا اين امر سست و خوار نيست و محلّ صعودى نمىگذارد مگر اينكه به آن صعود مىكند . همانا اگر چيزى كه اين مرد به سوى آن دعوت مىكند ، دين نباشد ، هر آينه در مقام اخلاق ، امرى نيكو است .
در اين باب از من اطاعت كنيد و به آنچه مىگويم ، تابع شويد ! من اين اراده را دارم كه عزّتى براى شما حاصل كنم كه هرگز زايل نشود . به درستى كه جمعيّت شما از ساير اعراب بيشتر و بلاد شما از بلاد ايشان وسيعتر است ، امر اين مرد را به نحوى مىبينم كه هيچ ذليلى نيست كه از او تبعيّت كند مگر آنكه عزّت مىيابد و هيچ عزيزى نيست كه تبعيّت او را ترك كند مگر آنكه ذليل مىشود ، لذا با عزّت خود از او تبعيّت نماييد تا بر عزّت ، عزّت بيفزاييد . در عزّت و بزرگى احدى مثل شما نباشد ، زيرا هر كه در اين مقام پيش قدم و اوّل باشد ، او همهء فضايل را جمع مىكند و براى ديگرى باقى نمىگذارد .
اين امر ، امرى عميق است كه هركس به آن سبقت گيرد ، او بانى آن خواهد بود و هر كس بعد از او تبعيّت نمايد ، هرآينه در كار خود به او اقتدا كرده است . صاحب عزم باشيد ، زيرا عزم در هرامر ، باعث قوّت و تردّد و احتياط ، موجب عجز است .
آنگاه مالك بن نوير گفت : اين شيخ ما خرف گرديد !
اكثم گفت : واى بر شخص اندوهگين از سخنان كسى كه دلش از غم و اندوه خالى است ؛ يعنى به جهت اين امر كه شما را به آن دعوت مىكنم ، غمّ و همّ بسيار دارم ، ولى شما از آن فارغ هستيد .
واى بر من از دست شما ! من شما را ساكت مىبينم و آفت موعظه اعراض از آن است . واى بر تو اى مالك ! به درستى كه تو هلاك و گمراه خواهى شد ؛ همانا وقتى حقّ قيام نمود ، كسانى كه پيشتر عزيز بودند ، ذليل مىشوند و آنانكه ذليل بودند ، عزّت
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 446
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٤٦