تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
اين ناچيز گويد : علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار فرموده : قول حضرت موسى عليه السّلام كه فرمود : مدّت امامت امامان شيعه ، دويست سال است كه آن‌ها را تربيت مىنمايند . . . ، الخ ؛ تحديد مدّت تربيت شيعيان به دويست سال از سوى آن بزرگوار ، مبنى بر چيزى است كه نزد منجّمين و محاسبين مقرّر است ؛ از اتمام كسور اگر بيشتر از نصف باشد و اسقاط آن‌ها اگر كمتر از آن باشند . گفتن اين ، بدين واسطه است كه اگر صدور اين خبر در اواخر حيات حضرت كاظم باشد ، مدّت به نقصى فاحش ، ناقص‌تر از دويست سال مىباشد ، زيرا وفات آن بزرگوار سال صد و هشتاد و سه بوده ؛ فكيف إذا كان قبل ذلك ، پس بنابراين مبنى ، ذكر دويست سال به جهت اين است كه مائهء مكسوره صحيح محسوب شود ، چراكه از نصف تجاوز شده . اين چنين در تحديد اين مدّت ، خطور در بال نموده است . وجه ديگرى براى اين تحديد بر من ظاهر شده و آن اين است كه ابتدا دويست سال از اوّل بعثت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مأخوذ شود ، چون از آن زمان با اخبار به ائمّه عليهم السّلام و مدّت ظهور و خفاى ايشان شروع شده ، پس بر بعضى از تقادير قريب به دويست سال مىباشد و اگر در عشر اخير از مائهء ثانيه فى الجمله كسرى باشد ، مىتوان آن را به قاعدهء سالفه محسوب داشت . وجه سوّم اين است كه مراد به تربيت شيعيان ، اعمّ از زمان سابق بر حضرت موسى عليه السّلام باشد و مؤيّد آن ، اتيان فعل به صيغهء مضارع است كه مشمول زمان استقبال هم مىباشد ، در اين صورت ابتداى دويست سال از اوّل هجرت است و به زمان ظهور امر و ولايت عهدى حضرت رضا عليه السّلام و سكّه زدن بر دراهم و دنانير به اسم آن جناب منتهى مىشود چون آن در سال دويست هجرى بوده . وجه چهارم اين است كه مثل وجه سوّم ، تربيت اعمّ از زمان سابق و لاحق باشد و لكن ابتداى تربيت ، بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام باشد ، زيرا شهادت آن بزرگوار ، طامّة الكبرى بوده و از آن وقت شيعيان محتاج تربيت شدند كه نلغزند و از دين بيرون نروند و انتهاى آن ، اوّل امامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام باشد . بنابراين وجه ، بدون