حسين عليه السّلام و مائة و اربعون به خروج امام رضا عليه السّلام به سمت خراسان اشاره دارد ، ولى اين با تواريخ مشهور درست نمىشود ، چون سال شهادت امام حسين عليه السّلام شصت و يك هجرى است ، نهصد و چهل .
آنچه به خاطر خطور مىكند اين است كه ممكن است ابتداى تاريخ از بعثت و ابتداى اراده فرمودن حضرت سيّد الشهدا عليه السّلام ، خروج و مبادى آن ، چند سال پيش از فوت معاويه بوده باشد ، زيرا اهل كوفه در آن اوقات به حضرت نامه مىنوشتند و آن جناب را به خروج و طلب حقّ خود دعوت مىكردند .
صد و چهل هم ، به خروج زيد بن على بن الحسين اشاره دارد ، چراكه حضرت ، سال صد و بيست و دو هجرى خروج كرد و هرگاه سنين مأتين ، بعثت و هجرت نبوى را به صد و بيست و دو منضّم نمايى ، قريب به صد و چهل سال مذكور در خبر مىشود .
نيز ممكن است صد و چهل به انقراض دولت بنى اميّه با ضعف ايشان و استيلاى ابو مسلم بر مملكت خراسان اشاره باشد ، چه او مكتوباتى به حضرت صادق عليه السّلام نوشته ، آن جناب را به خروج دعوت نمود ، حضرت از مدّعاى او پذيرايى نفرمود و دعوتش را قبول نكرد .
خروج ابو مسلم ، سال صد و بيست و هشت هجرى بوده ، اگر در خبر ابتداى تاريخ مذكور از اوّل بعثت مأخوذ شود ، با صد و چهل تطابق پيدا مىكند و بنابراينكه ابتداى تاريخ در خبر ، اوّل هجرت باشد ، ممكن است هفتاد سال در آن ، اشاره به استيلاى مختار باشد ، زيرا او سال شصت و هفت هجرى مقتول شد و صد و چهل سال اشاره به ظهور امر حضرت صادق عليه السّلام و منتشر شدن شيعيانش در آفاق باشد ، با اينكه تصحيح بدا - چنانكه از خبر ظاهر است - به قرينهء آيهء مباركهء
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ
« 1 » احتياجى به اين تكلّفات ندارد .
هامش
( 1 ) . سوره رعد ، آيه 39 .