تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
اين شعر است :
شيراز پرغوغا شود * شكّر لبى پيدا شود ترسم كه آشوب لبش * بر هم زند بغداد را
از همه مضحك‌تر آن است كه پس از استدلال به شعر مزبور گفته : اگرچه نسبت اين شعر به خواجه است و لكن اين شعر در ديوان‌هاى چاپى نيست ، شايد چون ديده‌اند بر ثبوت اين امر دلالت دارد ، آن را از كتاب خواجه بيرون كرده باشند و شايد شعر از ديگرى باشد . الحق اگر شيعهء اثنا عشريّه اين شعر را از ديوان خواجه بيرون نمىكردند ، براى اين برهان قاطع جوابى نداشتند ، لذا به عالم ديانت ، خيانت كرده ، اين شعر را سرقت نموده‌اند .

باللّه المدرك المهلك

اگر مىشنيديم كسى براى اثبات امرى به اين نحو سخنان استدلال كرده ، هرگز باور نمىكرديم و جزء حكايات مجعول و داستان افسانه سرايان مىشمرديم . اينك مىبينيم با نهايت وقاحت و جرأت كتاب مىنويسند و به اين قسم لاطائلات ، استدلال مىكنند ، بديهى است مصدر اين‌گونه خرافات ، جهل و سفاهت است ، چراكه لطيفهء علم و عقل ، مانع از تفوّه به اين كلمات ركيك و تمسّك به اين ادلّهء سخيف است . چون دليل و برهان مهدويّت باب ، مكشوف خاطر خردمندان افتاد ، گوييم : يا ابا الجحد ! قائم موهوم ، ميرزا على محمد شيرازى است يا آن وجود مقدّس ؟ اگر اوّلى باشد كه تو از بيچارگى و واماندگى به شعر موهوم خواجه حافظ شيرازى ، آيهء
فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ
« 1 » ، حديث « لو كان العلم في الثريّا « و خبر » إذا سمعتم بالمهدى » و امثال ذلك بر قائميّتش استدلال مىكنى و اگر دوّمى قائم باشد ، اين عبد بىبضاعت كه احقر و اجهل منتظرين او است ، با عدم مساعدت اسباب و نداشتن كتب احاديث و
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 13 .