تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
رسول ديگرى غير از تو بفرستم .

في مكتوب الأكثم في حضور الرسول المكرّم

اكثم بعد از اين نصايح به پسر خود ، مكتوبى حضور حضرت نبوى نوشت و به پسرش داد كه خدمت حضرت برساند ، مضمون آن مكتوب چنين بود : پروردگارا ! اين مكتوب را با نام تو آغاز مىكنم . اين مكتوب از بنده‌اى به بندهء ديگر است . پاره‌اى خبرها در خصوص ادّعاى نبوّت و رسالت از جانب تو به ما مىرسد ، نمىدانم اصل دارد يا نه ! اگر علمى به تو رسيده ، ما را نيز به خزانهء علم خود شريك گردان ! و السلام .

في جواب المكتوب عن النبىّ المحبوب

پس از اين‌كه پسر اكثم حضور باهر النور حضرت رسول شرفياب شده ، نامهء او را به حضرت داد و ايشان از مضمون آن مطّلع گرديد ؛ در جوابش بدين نهج نوشت : من محمّد رسول اللّه إلى اكثم بن صيفى احمد اللّه اليك ، إنّ اللّه تعالى أمرني أن أقول لا إله إلّا اللّه ، أقولها و أمر النّاس بها و الخلق خلق اللّه و الأمر كلّه للّه خلقهم و أماتهم و هو ينشرهم و إليه المصير . أدّبتكم باداب المرسلين و لتسئلنّ عن النّباء العظيم و لتعلمنّ نباهء بعد حين . اين نامه از رسول خدا به سوى اكثم بن صيفى است ؛ خدا را حمد مىكنم درحالىكه دلم به تو ميل دارد ؛ به درستى كه خداى تعالى مرا مأمور فرمود لا إله الّا للّه بگويم ، من مىگويم و خلايق را به گفتن آن امر مىكنم . همه خلق خدايند و همهء كارها براى او است ؛ او ايشان را خلق مىكند و برگشتن آن‌ها به سوى او است . شما را به آداب پيغمبران تأديب نمودم ، هرآينه بعد از اين ، از خبر بزرگ سؤال كرده خواهيد شد و بعد از زمانى خبر آن‌ها را كه گفتم ، خواهيد دانست . آن‌گاه نامه را به پسر اكثم داده ، او را به جانب قبيله‌اش گسيل نمود . پسر چون وارد شد ، مكتوب رسول خدا را به اكثم داد .