تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
كتب معتبر آمده كه اين كافر و اتباعش قايلند : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام زنده است و كشته نشده ، در آن بزرگوار جزء الهى است و بدين واسطه جايز نيست بر آن جناب مستولى گردند ، رعد ، صوت آن سرور است ؛ همان‌طور كه برق سوط آن آقاى قنبر است ، آن جناب به آسمان صعود فرموده ، زود است بر زمين نازل شود و آن را پر از عدل و داد گرداند ، بعد از اين‌كه از ظلم و جور پر شده باشد ، آن حضرت ، مهدى موعود عليه السّلام آخر الزمان است . جواب اين شبهه بر چند وجه است : وجه اوّل : انقراض و معدوميّت آن‌ها در ردّشان كفايت مىكند ، چون به حمد اللّه و المنّه از اين طايفهء خبيث ، ساكن دار و نافخ نار باقى نيست ، اگر قول ايشان رايحه‌اى از حقّانيت مىداشت ، هرآينه يك نفر پيدا مىشد كه قايل به آن باشد و اذ ليس فليس قولهم بحقّ ، بلكه قول آن‌ها تابع اشخاص‌شان بوده و بعد از اين‌كه به سقر مقرّ گرفتند ، اقوالشان كالهباء المنثور ، معدوم و مهجور گرديد . وجه دوّم : ورود اخبار كثير متواتر كه تعداد ائمّهء بعد از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله در دوازده نفر تعيين و تحديد شده و آن‌ها تماما در اصول معتبر عامّه و خاصّه ثبت و ضبط مىباشد ؛ در ردّ قول آن‌ها كافى است ، كما لا يخفى . وجه سوّم : علم به قتل آن بزرگوار كه اشهر از قتل تمام مقتولين روزگار است ، در مردود بودن قول ايشان غنى و كفايت است ، شبهه نمودن در موت و قتل آن سرور ، مؤدّى به شكّ و شبهه‌اى در موت حضرت خير البشر و اصحاب كبار آن برگزيدهء داور مىباشد و شبهه‌كننده ، خارج از زمرهء بشر و داخل در زمرهء گاو ، خر ، اسب و استر است ، چراكه خبر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به آن جناب كه « يا على ! انّك تقتل و تخضب لحيتك من رأسك » ؛ « 1 » گوشزد تمام مسلمانان در كتب و دفاتر آنان ثبت و ضبط است و وصيّت‌نامهء آن بزرگوار از اشتهار و استظهار كالشمس فى رائعة النهار ، در اصول
هامش
( 1 ) . كتاب سليم بن قيس ، ص 166 ؛ الاحتجاج ، ج 1 ، ص 229 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 46 ؛ بحار الانوار ، ج 29 ، ص 462 ؛ ج 40 ، ص 1 و . . .