عمرش طبيعى زنده بماند ، مقصود ما نيز ، اثبات همين امكان از قول اين دكترها و اساتيد است ؛ چراكه علاوه بر امكان ، به واسطهء تجارب ، وقوع خارجى هم پيدا كرده .
بنابراين بعد از امكان عمر و زيادى آن از ميزان طبيعى و وقوعش چنانكه در حال معمّرين مشروح شد ؛ استبعاد از طول عمر حضرت بقيّة اللّه عليه السّلام ، ناشى از عناد و حاكى از از لداد است ، فتبصّر و استقم !
ختامة قصرى في معمّر عصرى
در سالنامهء پارس سنهء 1311 ، در صفحهء صدم چنين مذكور مىباشد :
« مرد چينى كه 252 سال دارد ، اين شخص موسوم به ليچينگ يون ، داخل در 252 سالگى است . قريب يك قرن قبل موى سر و ريش او سفيد شده ، اشتهاى كامل دارد و مثل مردان دورهء شباب محكم و با ثبات راه مىرود . لى اهل كاليرن واقع در جنوب سه جوان است .
سال 17 سلطنت ، امپراطور ، كانگسى ، پادشاه دوّم خانوادهء چينگ متولّد شد ، اين شخص در جوانى دوافروش بود و اغلب براى تهيّهء نباتات طبّى به كوههاى سهجوان و ايالات مجاور آن از قبيل يونان و كيچوا مىرفت . 23 زن عمر خود را در خانهء او به سر بردهاند ، خانم فعلى او متجاوز از شصت سال دارد . وقتى اين شخص به قرن اوّل عمرش رسيد ، اولياى امر تقاضا كردند جشنى براى عمر 100 سالهء او گرفته شود ، همچنين اين تقاضا در 200 سالگى عمر او تجديد شد .
بهار 1928 مسيحى ، ژنرال ايكسن وى را به والنتين احضار كرد و به افتخار او ضيافتى داد . وقتى از سنّ او سؤال شد ، اتّفاقات متجاوز از يك قرن گذشته را بيان كرد . او مردى با شانههاى دراز و گوشهاى بزرگ است . نقل از روزنامهء پوپل چاپ شانگهاى سنهء 1929 .