تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
هستهء خرما ، درخت خرمايى مىگردد كه صاحب ريشه ، تنه ، شاخه ، برگ و ثمر است . ساير نباتات را بر اين قياس كن ! كذلك بيضه‌هاى حشرات ، ماهيان ، طيور ، وحوش و ساير جنبنده‌ها حتّى انسان را بر اين قياس كن ! اين‌ها تماما از امور معروفى است كه هيچ دو نفرى در آن خلاف ننموده‌اند و لكن درخت بنفسه ، گاهى هزار يا دو هزار سال عمر مىنمايد ، امّا انسان زيادتر از هفتاد يا هشتاد سال عمر مىكند و نادر عمرش به صد سال مىرسد . نتيجه اين‌كه ميكروب‌هايى كه براى به‌جا گذاشتن نسل ، معدّه‌اند ، زنده مىمانند و نموّ مىكنند ؛ چنان‌كه مشروح افتاد و لكن ساير اجزاى جسم مىميرند . به تحقيق قرن‌ها گذشته كه مردم راه نجات از مردن را طلب مىكنند يا در ازدياد عمر حيله مىنمايند ، به‌خصوص در اين عصر كه عصر مقاومت امراض و آفات ، به دوا و حفظ كردن است ، مع‌ذلك على التحقيق ثابت نشده عمر كسى به صد و بيست سال رسيده باشد .

استدراك ارفع من سماك

ايضا بعد از ذكر اين جمله ، در مقتطف چنين مرقوم داشته : لكن علمايى كه به علمشان وثوق هست ، مىگويند : تمام النسجهء رييسهء جسم حيوان ، تا مدّتى محدود قابل دوام و بقاست ، ايضا مىگويند : ممكن است وقتى عارضه‌اى به انسان برنخورد كه ريسمان حياتش را قطع كند ، هزاران سال زنده بماند . قول ايشان ، نه مجرّد ظنّ و تخمين ، بلكه نتيجهء عمليّاتى است كه به امتحان تأييد شده . به تحقيق يكى از جرّاحين به قطع جزيى از جسم حيوان و زنده نگه داشتن آن جزء به سال‌هايى متمكّن شد كه از سال‌هايى كه عمر طبيعى آن حيوان كه اين جزء از آن قطع شده بوده ، زيادتر بود ؛ يعنى حيات اين جزء به غذايى مرتبط گرديده كه جرّاح ، آن را براى اين مهيّا مىكرده كه آن غذا ، اصل جسم حيوان را بعد از گذشت سال‌ها نگاه مىداشته ؛ پس در امكان گرديد اين‌كه تا امدى بعيد آن حيوان ، بلكه آن جزء مبان از آن