تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
238 تا 240 آن در اين خصوص است ، چون آن‌جا عنوان نموده : آيا انسان در دنيا مخلّد مىماند ، حيات و موت چيست ؟ آيا مردن بر هرزنده‌اى مقدّر شده ؟ پس از آن مىنويسد : هرحبّه از گندم ، جسمى زنده است ، به تحقيق قرارگاه آن حبّه در خوشه‌اى بوده ، آن خوشه از حبّهء ديگر گندم و آن حبّه از خوشه‌اى ديگر روييده شده و هلمّ جرّا بتسلسل ، بنابراين استقصاى تاريخ وجود گندم تا شش هزار سال و بيشتر سهل مىشود . به تحقيق دانه‌هاى گندم ، ميان آثار مصرى و آشورى قديم يافت شده كه اين خود دليل است بر اين‌كه مصرىها و آشوريان آن را كشته ، از مستغلّات خود دانسته و نان خود را از آرد آن قرار مىدادند و گندمى كه الآن موجود است ، از لا شىء خلقت نشده ، بلكه او از گندم قديم متسلسل است ، پس گندم كنونى ، جزيى از حىّ ، آن ديگرى هم ، جزيى از حىّ و آن ديگرى هم جزيى از حىّ است و هم‌چنين تا برسد به شش هفت هزار سال پيش بلكه برسد به صدها هزار سال . دانه‌هاى گندم با اين‌كه خشكيده‌اند و حركت و نموّى ندارند ، زنده‌اند ؛ مثل ساير زندگان و جز به نداشتن كمى از آب ، منقصتى از ساير زندگان ندارند . بنابراين زندگى گندم از چند هزار سال تاكنون متّصل است و اين حكم ، بر تمام نباتاتى كه صاحب تخم و بذر و ثمرند ، جارى است . حيوان از اين قاعده خارج نيست ، بلكه حال آن ، حال نباتات است ، چراكه هريك از حشرات ، ماهىها ، طيور ، وحوش و جنبنده‌ها ، حتّى انسانى كه سيّد مخلوقات است ، جزء كوچكى از والدين خود مىباشد ، سپس نشو و نموّ كرده ؛ چنان‌كه والدين او نشو و نموّ كرده‌اند ، اين جزء كوچك در بزرگى و كبر جثّه ، مثل پدر و مادر خود گرديده و والدين او نيز ، جزيى از والدين خود بوده‌اند و هلمّ جرّا . انسانى كه نسل او مخلّف از او است ، نسلش جزيى از او مىباشد كه زنده است ؛ چنان‌كه تخم ، جزيى از درخت است و در اين جزء زنده ، ميكروب‌هايى در نهايت كوچكى است ، مثل ميكروب‌هايى كه اعضاى والدين او ، از آن‌ها متكوّن شده ؛ پس اعضاى انسان به غذايى كه او تناول مىكند ، متكوّن مىشود .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 649 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي