تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
آن است ؛ زنده بمانند و نموّ كنند ، و لكن در اين هنگام ثابت نشده چه چيز موت آن‌ها را هرگاه به حدّ شيخوخة رسند ، نفى مىكند . دكتر كارل مزبور ، بعد از اين تجارب اثبات نموده اين اجزاى خلويّه پير نمىشوند ؛ چنان‌كه حيوانى كه اجزا از آن قطع شده ، پير مىشود ، بلكه اجزا زنده مىمانند ؛ زيادتر از آن‌چه خود حيوان عادتا زنده مىماند . به تحقيق اين دكتر تجارب مذكور را ماه ينابر از سال هزار و نهصد و دوازده ميلادى شروع نموده و عقبات بسيار دشوارى را در راه اين تجربه طى كرده ، تا آن‌كه خود و همراهانش بر آن غالب شده‌اند و براى او ثابت شده : اولا ؛ اين اجزاى خلويّه زنده مىمانند ؛ مادامى كه عارضه‌اى عارض نشود و آن‌ها را بميراند ، عوارض حيات آن‌ها ، قلّت غذاى مناسب يا دخول بعضى از ميكروب‌ها در آن‌هاست . ثانيا ؛ اين اجزاى خلويّهء مباينه از حىّ ، فقط زنده و حىّ باقى نمىمانند ، بلكه نموّ مىنمايند و بزرگ مىشوند ؛ همان‌طور كه اگر در جسم حيوانى كه از آن جدا شده‌اند ، باقى مىماندند . ثالثا ؛ قياس نموّ و تكاثر ، ازدياد آن‌ها و دانستن ارتباطشان به غذايى كه براى آن‌ها تهيّه مىشود ، ممكن است . رابعا ؛ تأثيرى از زمان در آن‌ها نيست ، يعنى آن‌ها به مرور دهور پير نمىشوند و ضعيف نمىگردند ، بلكه با وجود گذشتن مدّت مديد و آماد بعيد ، كمترين اثر پيرى در آن‌ها ظاهر نمىشود ، بلكه آن‌ها چنان‌كه مثلا در سال سابق زياد شده و نموّ نموده‌اند ؛ در سال لاحق نيز به همان نحواند . ظواهر تجارب و عمليّات تماما بر اين دلالت مىكند كه آن اجزا زنده و نموّكننده باقى مىمانند ؛ مادامى كه بحث‌كنندگان از حال آن‌ها ، بر مراقبت و مواظبت آن‌ها صبر نمايند و غذايى كه كافى و مناسب باشد ، به آن‌ها تقديم كنند . اگر گفته شود : بعد از اين‌كه حال چنين است ، پس چرا انسان مىميرد و براى