اين اختلافات ، نصّ است بر اينكه آنچه گمان كردند ؛ يعنى اماميّه ، بدون ريبه افتراست ، انتهى .
قبل از نقل اين كلمات گفته : امّا آنچه اهل نجوم ؛ مثل ابو معشر بلخى ، ابو ريحان بيرونى ، ما شاء اللّه مصرى ، ابن شاذان ، مسيحى و منجّمين ديگر ذكر كردهاند كه اگر ميلادى از مواليد ، هنگام تحويل قران اكبر اتّفاق بيفتد و طالع يكى از آن دو خانه ، خانهء زحل يا خانهء مشترى باشد ، هيلاج آفتاب در روز و ماه در شب ، خمسهء متحيّره قوى الحال و در اوتاد و ناظر به هيلاج يا كدخداه باشند به نظر مودّت ، ممكن است مولود به مدّت سال قران اكبر ، تقريبا نهصد و هشتاد سال شمسى تعيّش كند و اگر اسباب فلكيّه بر غير اين دلالت كند ؛ جايز است كمتر يا بيشتر از اين تعيّش كند ؛ اگر اين سخنان صحيح باشد ؛ يعنى نفعى ندارد ، زيرا ولادت ( م ح م د ) بن الحسن در يكى از قرانات چهارگانهء اعظم ، اكبر ، اوسط و اصغر نبود ؛ چنانچه در كتب مواليد ائمّه عليهم السّلام ؛ مثل كتاب اعلام الورى و غيره مذكور است ، پس گفته و اختلاف كردهاند تا آخر آنچه گذشت .
تاكنون در كتب مواليد ائمّه عليهم السّلام خصوصا اعلام الورى ، بلكه در كتب غيبت ، صورت طالع ولادت آن حضرت ديده نشده ، نمىدانم اين كابلى از كجا برداشته و به علاوه آن را به جمعى و به نحو ديگر به جمع ديگرى داده ؛ بهنحوى كه ناظر گمان مىكند اين مرد ، متتبّع خبير است .
ظاهر آن است كه از مجعولات خود او باشد كه مبناى آن كتاب بر آن است و بر فرض صحّت ، ضرر به جايى ندارد ، زيرا به زعم ايشان مقصود از نقل كلمات اين طايفه ، وجود اسباب سماوى و اوضاع نجومى براى طول عمر است ، حسب آنچه بر آنها مطّلع شدند ؛ وجود بسيارى از آنها كه بر آن مطّلع نشدند ، محتمل است و هرگز نمىتوانند در آنچه دانستند ، دعوى انحصار كنند .
[ گفتار نهايى ]
اين ناچيز گويد : به حمد اللّه العزيز از ذكر معمّرين مذكور در اين عبقريّه كه