غايب مىشود بعد ، ظهور مىكند و زمين را پر از عدل مىگرداند ؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده .
و غرضشان از اين انكار ، خاموش كردن نور خدا و بطلان امر ولىّ او است و خداى تعالى جز از تمام گرداندن نور خود ابا دارد ، هرچند مشركان آن را ناخوش بدارند و اكثرا احتجاج آنها در مقام دفع حجّت و انكار وجود شريفش اين است كه مىگويند :
احاديثى كه در شأن قائم عليه السّلام نقل مىكنيد ، براى ما روايت نشده و ما آنها را ندانستهايم .
چنانچه مانند اين سخن را كسانى چون ملحدان و براهمهء هند و يهود و نصارا مىگويند كه نبوّت پيغمبر ما را انكار مىكنند ؛ يعنى مىگويند : معجزات و براهينى كه از پيغمبر خود نقل مىكنيد ، نزد ما به درجهء صحّت و ثبوت نرسيده ، آنها را نمىدانيم و از اين جهت به بطلان نبوّت او معتقد شديم .
شيخ صدوق مىفرمايد : بناء على هذا ، اگر گفتهء اهل سنّت در خصوص قائم براى ما لازم آيد ، هرآينه گفتهء اين طوايف ، يعنى ملحدان ، براهمهء هند و غير ايشان ، در خصوص نبوّت رسول خدا براى آنها لازم مىآيد ، حال آنكه اين طوايف بيشتر از اهل سنّتاند ، اهل سنّت نيز در مقام استدلال مىگويند : اينكه در زمان ما كسى بيشتر از عمرهاى اهل اين زمان عمر نمايد ، با مقتضاى عقل ما موافق نيست ؛ درحالىكه بنا به اعتقاد شما ، عمر صاحبتان ، يعنى قائم عليه السّلام ، از عمرهاى اهل اين زمان تجاوز كرده است .
در جواب ايشان مىگوييم : شما تصديق مىكنيد كه جايز است دجّال در ايّام غيبتش ، بيشتر از عمرهاى اهل اين زمان عمر نمايد ، لكن آن را در خصوص قائم ، با وجود اخبارى كه در اين خصوص روايت شده تصديق نمىكنيد ، و از جمله ، اخبارى است كه در اين كتاب ذكر نمودهايم و با وجود خبر صحيحى كه از رسول خدا نقل شده كه آن حضرت فرمود : هرچه در امّتهاى گذشته بود ، مثل آن در امّت من ، طابق النعل بالنعل واقع مىشود ؛ در گذشته برخى از انبيا و اوليا عمرهاى طولانى داشتند ؛ چنانچه نوح دو هزار و پانصد سال عمر نمود و قرآن مجيد ناطق است به
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 621
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٦٢١