تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
داود داخل آن رخنه شد ، ديد تختى از آهن گذاشته و بر روى آن ، كلّهء كهنه و استخوان‌هاى پوسيده ، ريخته ؛ در آن جالوحى ديد كه در آن نوشته بود : منم اراوى پسر شليم ، هزار سال پادشاهى كردم ، بكارت هزار دختر را بردم و آخر كارم اين شد كه خاك نهالى « 1 » من و سنگ ، بالش زير سر من شد و مارها و كرم‌ها ، همسايگان و مصاحبانم شدند ؛ هركس مرا بر اين حال ببيند ، فريب دنيا را نخورد . . . ، تا آخر حديث .

[ گفتار شيخ صدوق و سيّد مرتضى ] 24 صبيحة

بدان چون شيخ صدوق در كمال الدين ، سيّد مرتضى در غرر و درر ، كراجكى در كنز و شيخ طوسى در كتاب غيبت ، بعد از ذكر بعضى از معمّرين ، الزاماتى در رفع استبعاد از طول عمر من ينتظره الخاصّ و العامّ ، بر طايفهء عامّه و عامّهء عوام بيان فرموده‌اند ؛ لذا اين ناچيز خوش داشتم به ترجمهء بيانات اين بزرگواران ، كتاب خود را زينت دهم و با ذكر آن‌ها برادران ايمانى را در ردّ مخالفين ، با بصيرت سازم . و من اللّه التوفيق .

[ نقل كمال الدين ]

عنوان معبوق « 2 » في بيان الصدوق در كمال الدين « 3 » ، ذيل خبر تشريف بردن حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در مدينه به منزل دجّال و مكالمات حضرت با آن لعين بدسگال مىفرمايد : اهل عناد و انكار ، مثل اين خبر را تصديق مىكنند و آن را در خصوص دجّال ، غيبت او ، باقى بودنش در اين مدّت طولانى و خروجش در آخر الزمان روايت مىكنند ولى امر قائم را با وجود اخبارى كه در اين مدّت طولانى از رسول خدا و ائمّه عليهم السّلام در خصوص بيان نام ، نشان ، نسب و غيبت آن حضرت وارد گرديده ؛ تصديق نمىكنند و معتقد نمىشوند مدّت مديدى
هامش
( 1 ) . زيرانداز ، دوشك . ( 2 ) . العبق : الراحة الطيّبة الزكيّه : مجمع ، منه . [ مرحوم مؤلّف ] . ( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 532 - 528 .