بنابر نقل كمال الدين « 1 » و بحار ، ابو زبيد نصرانى از ايشان است كه نامش منذر بن حرملهء طايى مىباشد ؛ زيرا بنابر تصريح در آن دو كتاب مستطاب ، او به مدّت يك صد و پنجاه سال در دنيا از عمر خود كامياب شده و به نقل مزبور ، ابو طمحان قيسى از ايشان بوده كه عمرش به يك صد و پنجاه سال منتهى شد .
از ايشان عاد بن شدّاد ، يربوعى است كه يك صد و پنجاه سال عمر داشته ؛ چنانچه علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 2 » نقل فرموده و از ايشان بحر بن حارث بن امر القيس كلبى است ؛ چنانكه كراجكى در كنز الفوائد « 3 » نقل نموده : او يك صد و پنجاه سال عمر نمود ، اسلام را درك كرد ولى مسلمان نشد و اين اشعار از او است :
من عاش خمسين علما قبلها مائة * من السّنين واضحى بعد ينتظر
و صار في البيت مثل الحلس منطرحا * لا يستشار و لا يعطى و لا يذر
ملّ المعاش و ملّ الأقربون به * طول الحيات و شرّ العيشة الكبر
[ يكصد و شصت سال ] 5 صبيحة
قسم پنجم از طبقهء اوّل معمّرين كسانىاند كه عمرشان به صد و شصت سال رسيده .
به نقل سيّد در غرر و درر ، « 4 » حارث بن كعب بن عمرو بن دعلة بن خالد بن مالك بن ادد مذجحى از ايشان است ، مذجح مادر مالك است و اولاد مالك به او نسبت داده مىشوند . از اين جهت او را مذجح مىنامند كه او بالاى تلّى كوچك متولّد شد كه به آن مذجح مىگفتند و نامش مدله است .
دختر ذى مهجتان ابو حاتم سجستانى گفته : حارث بن كعب در حالت احتضار ،
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 555 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 248 .
( 3 ) . كنز الفوائد ، ص 254 .
( 4 ) . ر . ك : امالى المرتضى ، ج 1 ، ص 167 ؛ الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 122 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 262 .