نوح به فرزندان خود گفت ، هيچ يك اجابت نكردند . جبرييل گفت : به عوج بگو آن درخت را بياورد و بگو تو را از طعام سير مىنمايم . چنين آوردهاند كه عوج در تمام عمر خود ، غذاى سير نخورده و در هيچ خانهاى نگنجيده بود .
عوج به امر نوح رفته ، آن درخت را آورد . نوح سه قرص نان جو پيش او نهاد ؛ عوج خنديد و گفت : اى نوح ! اگر من روزى دو هزار من ، نان و طعام بخورم ، سير نمىشوم .
نوح به او فرمود : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بگو و بخور تا سير شوى .
عوج بسم اللّه گفت و به خوردن مشغول شد ؛ چون دو قرص و نيم از نانهاى جوين خورد ، به قدرت خداى تعالى و به بركت بسم اللّه سير شد .
سپس نوح از آن درخت ، دوازده تخته جدا كرد ، بر تختهء اوّل ، نام نامى حضرت امير و حضرت فاطمه عليها السّلام نوشته بود ، بر تختهء دوّم ، نام امام حسن عليه السّلام و همچنين بر هرتخته نام يكى از ائمّهء هدات مهدييّن و بر تختهء دوازدهم ، نام امام مهدى - عجّل اللّه فرجه الشريف - ثبت بود . نوح گفت : جبرييل ! اين دوازده تن پيغمبرند ؟
گفت : نه ، اينها اهل بيت مصطفى هستند كه پيغمبر آخر الزمان باشد ، آنگاه جبرييل به نوح عرض كرد : چنانكه اين كشتى ، بىاين دوازده تخته تمام نگرديد ، دين اسلام كه دين محمد است ، بدون اين دوازده تن تمام نگردد ؛ يعنى بعد از حضرت خاتم النبيين ، اقرار به امامت و خلافت ايشان ، ركن اعظم دين است و اگر كسى همهء آنها يا يكى از آنها را انكار كند و به امامت و ولايت او قايل و معتقد نباشد ؛ و لو اين كه به وحدانيّت بارى تعالى و خاتميّت حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله اقرار داشته باشد ، ديانتش ناتمام و اسلامش ناقص و خام است .
اين ناچيز در كتاب راحة الروح « 1 » كه در شرح حديث مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح است در وجه هفدهم از وجوه تشبيه اهل بيت طاهرين به كشتى نوح شيخ المرسلين ، دوازده وجه براى انحصار عدد ائمّهء معصومين به دوازده نفر ذكر نمودهام ، طالب آنها به آن كتاب كه به طبع رسيده ، رجوع كند .
هامش
( 1 ) . راحة الروح ، ص 481 - 476 .