ستمائة عام و قد بنيتها في ستّة اشهر و الهدم ايسر من البنيان » .
بعد از طوفان ، بعضى فراعنهء مصر براى دخمه و مقبرهء خود از آنگونه اهرام برآوردند ؛ چنانكه در ارض مصر هجده هرم بنيان شد . يوسف صدّيق در قحط سالى مصر ، در بعضى از آن اهرام ، گندم منبّر فرموده بودند ؛ لكن هيچ كس ابنيهاى به قطر و ارتفاع و استحكام هرمان ادريس برنياورد .
بعضى در قدمت آن گفتهاند : بنى الهرمان و النسر في السرطان ؛ از اين قرار ، تاريخ بناى آن بيش از دوازده هزار سال مىشود ، چون اكنون نسر طاير اواخر جدى است و هر برجى كمتر از دو هزار سال قطع نخواهد شد ولى حقيقت اين سخن را با صحّت مقرون ندانستهاند و اللّه اعلم بحقيقة الحال ، انتهى .
از ايشان عناق ، دختر حضرت آدم و مادر عوج است كه در اشتهار ، كالنار على المنار است ؛ چنانچه كيفيّت حال او در كافى « 1 » ، ناسخ ، معارج النبوّه و غيره آمده . در كتاب سوّم است كه عناق در بزرگى و عظم جثّه ، به مثابهاى بود كه هرجا مىنشست ، يك جريب زمين را احاطه مىنمود ، طول هرانگشت او سه گز و عرض آن دو گز بود و در هرانگشت ، دو ناخن داشت ؛ مثل دو داس به غايت تيز .
با وجود آنكه دختر آدم عليه السّلام بود ، اوّل كسى كه در عالم دادوستد بنياد فسق و فجور و فساد نهاد ، او بود . يعنى زانيه بود و از شئامت آن معامله ، به غضب الهى جلّ و علا مبتلا شد تا حق تعالى مارانى مثل پيلان ، گرگانى بر هيأت شتران و كركسانى برابر خران بر وى فرستاد ، تا اينكه او را كشتند و خوردند .
در كتاب الزام الناصب في اثبات الحجة الغائب « 2 »
كه تأليف يكى از علماى معاصر و مجاور در كربلاى معلّاست و تازه به طبع رسيده ؛ عمر عناق را بيش از سه هزار سال نقل نموده و فرموده : و عمرها ازيد من ثلاثة الاف سنة .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 327 و ج 8 ، صص 68 - 67 .
( 2 ) . الزام الناصب فى اثبات حجة الغائب ، ج 1 ، ص 5338 .