بنابر نقل صاحب بحار الانوار « 1 » ، ناسخ التواريخ و غيرهما ، ششصد سال در اين دار پر ملال عمر يافته .
از ايشان فرعون زمان موسى است ، چون بنابر نقل تاريخ اخبار الدول و آثار الأول « 2 » ، عمر آن بدسگال ، ششصد و بيست سال بوده . او مردى كوتاه قامت ، بلند ريش و اعرج بود لكن در سلطنت خود با مردم نيكى مىنمود ، تا سه قرن سلطنت بنى اسراييل را داشت و اهل آن قرون را مقبور و رهين خاك گور نمود .
در زمان او مملكت مصر كه به افريقيّه منتهى مىشد ، چنان معمور بود كه بعد از وقت كشتن خضرويّات و غلّات ، يك نفر از قوّاد او با مقدارى از گندم در صعيد اعلى و يك نفر در صعيد اسفل مىرفت ، آنها به دقّت تفحّص و زمينها را ملاحظه مىكردند ؛ اگر مىديدند قطعهء زمينى زراعت نشده ، از آن گندمها در آن مىكاشتند ، نام عامل آنجا را به فرعون انهاء نموده ، فرعون به قتل و اخذ مال او امر مىكرد و بدين واسطه آن زمان بر روى كرهء ارض ، به آبادى مملكت مصر نبود .
نهرهايى كه خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد و فرعون به داشتن آنها فخريّه مىكرد و مىگفت :
أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي
« 3 » ؛ هفت خليج بودند : 1 - خليج اسكندريّه 2 - خليج دمياط 3 - خليج مردوس 4 - خليج منف 5 - خليج فيوم 6 - خليج بنها 7 - خليج سخا و ميان هرخليج تا خليج ديگر ، تماما قرى ، بساتين و مزارع بود .
گويند : وقتى مأمون به مصر سفر نمود و چشمش بر اراضى و انهار آن افتاد ، گفت :
قبح اللّه ! فرعون كه گفت :
أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ
« 4 » ؛ اگر مملكت عراق را مىديد ، چه مىگفت ؟
سعيد كه حاضر خدمت مأمون بود ، گفت : يا امير المؤمنين ! اين سخن را مگو ، چرا
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 240 .
( 2 ) . اخبار الدول و آثار الاول ، ج 3 ، صص 230 - 229 .
( 3 ) . سوره زخرف ، آيه 51 .
( 4 ) . سوره زخرف ، آيه 51 .