اما چون بيان تفصيلى و ذكر شواهد هريك ، مورث طول كلام مىشود ؛ پس از آن اعتراض مىنماييم . ولى تكليف بيچارهاى كه مبتلا مىشود آن است كه به اهل خبره و عالم دانشمندى رجوع نمايد تا عيب آن دليل را به او بفهماند .
پس مىگوييم : تمام استدلالات اين طايفه از طرقى است كه تمامى فاسد است .
اوّل : تمسّك آنها به متشابهات و مجملات است كه از آن نهى صريح شده و عقلا به آن امور استدلال نمىكنند . از همين باب است آنچه به كتب عهد عتيق و جديد و امثال آن استدلال نمودهاند ، مثلا از قبيل انبائات دانيال و مكاشفات يوحنّا .
حال آنكه تمامى فرمايشات دانيال ، يوحنّا ، اشعيا و پارهاى از ملاحم كه در لسان انبيا ، در خبر از حوادث بعد واقع شده ، از قبيل رمز و كنايه و سخنان سربسته است كه مبدأ و منتهاى آنها غير معلوم و احتمالات عديده در آنها مىباشد و به طرق مختلف مىتوان آنها را صرف و تأويل نمود ، چنانچه از ملاحظهء آنها معلوم مىشود و شرعا و عقلا واضح است كه امور متشابهء مجمله خاصّتا در مقابل محكمات دليل نمىشود .
دوّم : تمسّك آنها به ظواهر و اخبار آحاد در مسألهء اصول دين كه عدم حجيّت آنها و مطلق ظنّ در اصول عقايد عقلا مبرهن شده ، خاصّه در برابر قطعيّات و مسلّمات و متواترات .
سوّم : فتح باب تأويل عليل و تصرّف بلا دليل در كلمات حجج الهيّه كه آن هم طرا بر خلاف رويّهء عقلا است .
چهارم : تحريف در كلمات انبيا و اوليا با زياد كردن چيزى و با تغيير دادن صورت آنها .
پنجم : اسقاط صدر يا ذيل خبر به جهت موافقت با مقصود خود .
ششم : داخل كردن و ضمّ مقدّمات غير مسلّمه در ادلّه ، به هواى نفس خود براى تماميّت استدلال .
هفتم : تطبيق مفاهيم كلّيه بر مصاديق جزئيّه و معلوم است كه انطباق ، دليل
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 89
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٨٩