« اللّه اللّه ، في أديانكم لا يزيلنّكم عنها إحدا و الحذر الحذر ، اذا فقد الخامس من أولاد السّابع » . « 1 »
پس مىگوييم آيا سزاوار است كه با آن همه تأكيدات و صريح از بيانات حجج پروردگار در بقاى اسلام و عدم نسخ آنكه در دليل اوّل از مقالهء ثانيه به بعضى از آنها اشاره شد كه لااقلّ براى شما شبهه و ترديدى حاصل نشود كه لا محاله در مقام تحقيق برآييد كه شايد اين شريعت هم ، مانند ساير شرايع كاذب باشد كه صاحبان آن ، خود را مظاهر خدا دانسته ، كتابى به خدا نسبت داده ، پيروانى تحصيل كرده و سالهاى دراز ، امرشان پايدار بوده ، بلكه جمله از آنها ، تاكنون باقىاند .
آيا سزاوار است بدون تفحّص و تجسّس دربارهء مهدى موعود از تمامى نصوصات سابق اخبار معتبر و زيارات و ادعيه كه بالغ به سى صد فقره بود ، دست برداشته ، به واسطهء زمزمهء دعات و بدون تفتيش ، در خود احتمال خطا و شبهه ندهى ؟ مگر نه اين است كه از ارتداد مردم از دين خود خبر دادند ؟ مگر نه اين است كه دربارهء مهدى قائم فرمودند : ظاهر نشود تا آنكه كسانى كه به امامت او قايل بودند از او برگردند و بيشتر مردمانى كه او را موعود و مهدى مىدانسته ، از اين اعتقاد رجوع كنند و به سيزدهمى قائل شوند ؟
آيا از پيروان سيد باب كه او را مهدى مىدانستهاند ، كسى برگشته ؟
آيا قبل از ظهور سيد باب ، كسى سيد على محمد شيرازى را مهدى مىدانسته و منتظر اين شخص بوده كه بعد ، از او برگشته باشد ؟ بلكه منكرين باب ، قبل و بعد از ظهورش ، از اصل ، اعتقادى به او نداشتهاند ، نه اينكه داشته و برگشتند . لذا رجوع كنندگان همان كسانى از شيعه بودند كه قائم را حجّت بن الحسن دانستند ، ولى بعد ، از او به باب رجوع كردند .
آيا احتمال نمىدهيد شما از آن اشخاص باشيد ؟ چرا تحقيق نمىكنيد ؟ ! مگر نه اين
هامش
( 1 ) . ر . ك : كمال الدين و تمام النعمة ، ص 359 ؛ كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 268 .