تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
بيّنات قرآن ، غير از كلمات پر از تعقيد و تنافر نيافتند . كارشان از فصاحت به فضاحت كشيده و از بلاغت به بلادت و شناعت رسيد . بالاخره از ميدان معارضه با قرآن گريختند و سلاح حرب ريختند . همگى به عجز و انكسار خويش اعتراف نمودند و بر درگاه عظمتش جبههء ذلّت و مسكنت سودند .
ما حوربت قطّ الّاعاد من هرب * اعدى الأعادى اليها ملقى السلّم
سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا .
« 1 » و اگر نه اين‌كه يكى از دو احتمال مزبور باشد ، خردمندان را به انصاف مىخوانيم كه چگونه مىتوان تصوّر نمود كه شخص عاقلى بخواهد از روى حقيقت بر ابطال مذهب خصم خود ، دليل و برهان اقامه كند ، آن‌گاه ادلّ دلايل و اعظم براهين او براى ابطال ضرورت وجود امام آن طايفه ، وقوع اختلاف در نام مادر و تاريخ ولادت او باشد و در مقابل كسانى كه اساس مذهب آن‌ها تحتّم وقوع غيبت است ، به عدم ظهور براى دعوى ارث و عدم رؤيت او در زمان خاصّ استدلال نمايد . در حقيقت به آن‌چه عين مدّعاى خصم و برهان حقّانيّت او است ، تمسّك جويد و استدلال نمايد و از آن طرف در مقام اقامهء برهان بر اثبات مذهب خود ، حديث إذا سمعتم بالمهدى را براى مهدويّت باب ، دليلى كافى شمارد و خبر « و لكن اللّه تبارك و تعالى لم يزل منذ قبض نبيّه هلم جرّ أيمنّ بهذا الدّين على أولاد الأعاجم » « 2 » را كه در صفحهء . . . مذكور شد ، به جهت اثبات الوهيّت ميرزا حسينعلى برهانى وافى پندارد و در حقيقت ، خود را پيش عقلا و خردمندان بنى آدم ، مفتضح و رسوا دارد و كتابى كه بر خرافات عقل و سخافت رأى و به مفاد كتاب المرء عنوان عقله برهانى باهر است را در صفحهء روزگار به يادگار گذارد . در نهايت چون شقّ اوّل بعيد مىنمايد ، پس شقّ ثانى متعيّن است .
ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ، آيه 62 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 380 ؛ بحار الانوار ، ج 48 ، ص 304 .