تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
وقوع غيبت براى مهدى موعود و قائم آل محمد ديده و فرياد و فغان چندين كرور شيعهء اثنا عشرى را شنيده ، مع ذلك با كمال بىحيايى در كتاب خود مىنويسد : در حديقة الشّيعه روايتى نقل مىكند كه حكيمه مىگويد : سه روز بعد از تولّد قائم رفتم و مادرش را ملاقات كردم . لكن آن حضرت را نديدم . پس دالّ بر اين است كه آن مولود از دار دنيا به دار عقبى ارتحال فرموده است .

تنبيه

بر خردمندان پرهويدا است كه اين ترّهات و هذياناتى كه در مقام نفى و اثبات از جناب ابو الجحد ، مسمّى به ابى الفضل صادر شده - گذشته از ابو الفضل عاقل - معقول نيست كه از هيچ ابو الهزل جاهل صدور يابد . لذا امر از دو شقّ بيرون نيست ؛ يا اين مرد در نفس الامر از اعادى باب و بها است و به اين وسيله مايه و لباس سستى پايه و اساس مذهب فاسد جديد الاختراع وسواس خنّاس را اراده و به اوضح بيان ، آشكار نموده . يا آن‌كه هنگام آهنگ جنگ با حجّت بالغهء الهيّهء خلّاق متعال و خداوند قادر ذو الجلال ، نظر به عنايت قديمه‌اى كه به دين قويم و منهاج مستقيم خود دارد ، براى احقاق حق و ابطال باطل ، عقلش را ربوده و خرد از او مسلوب فرموده ، تا با تفوّه به اين ادلّهء سخيفه و تكلّم به اين براهين ضعيفه بر اهل عالم معلوم و مدلّل گردد كه هركس با دين مبين ربّانى و آيين متين سبحانى درافتد و هركس در مقام معارضهء با مظهر حق قويم الهى برآيد ، هرچند صاحب عقل و فضل باشد ، جز جهل و هزل از وى نتراود ، سحبان باقل و رسطاليس جاهل شود . چنان‌چه در زمان نزول قرآن مجيد و فرقان حميد ، فصحاى عدنان و بلغاى قحطان كه همه ، فرسان ميدان فصاحت و خداوندان ايوان بلاغت بودند ، چون انديشه نمودند با كلام معجز نظام ربّانى و وحى و الهام آسمانى معارضه نمايند ، هرچند در بحر تفكّر ، سباحت و در برّ تدبّر ، سياحت كردند ؛ به جاى جزل ، جز هزل نيافتند و در قبال آيات