درس را ترك مىنماييم .
تلاميذ كه رفتند ، سؤال نمودم : اين اكرام و تعظيم مخصوص من بود يا هركس بر شما وارد شود به اين نحو او را اكرام مىنماييد ؟
گفت : نه ! مخصوص تو ، غير از ديگرى است كه بر من وارد شود و نيز هركسى كه مثل تو فاطمى باشد . از مذهبش سؤال كردم . گفت : من جعفرى مذهب هستم .
گفتم : پس چگونه براى اينها تدريس مىنمايى ؟
گفت : من اهل اين قريه هستم و تقيّه مىنمايم . از سبب تشيّعش سؤال نمودم . گفت :
من در دو امر ، تفكّر مىنمودم ؛ يكى اينكه شيعه مىگويند : علويّين بر حقّ مىميرند و من مىبينم بسيارى از آنها از اشرارند و به آن حال مىميرند و يكى آنكه قايل به امام غايبى هستند كه كسى او را نمىبيند . پس فايدهء همچو امامى چيست ؟
آنگاه به حجّ مشرّف شدم و شريف مكّه ، يعنى شريف حسين ، مريض بود . به نزد او رفتم ، او تنها بود . چون مرضش مسرى بود ، از او اجتناب مىكردند . او را در حال نزع ديدم ، ناگاه سيّدى نورانى بر او وارد شد و شهادتين و اسماى ائمّه عليهم السّلام را به او تلقين نمود و همان حين وفات كرد .
سپس آن سيد رو به من نمود و گفت : حال اولاد فاطمه عليها السّلام اين نحو مىشود و امام غايب به اين نحو فايده دارد و غايب شد . بيرون آمدم و به وفات شريف اخبار نكردم كه مبادا به قتل او متّهم شوم . چون به منزل رسيدم ، صيحه از خانهء شريف بلند شد . آن گاه صحّت نسب شريف ، كيفيّت حال اولاد فاطمه هنگام مردن و فايدهء وجود امام غايب را دانستم .
اين ناچيز گويد : شريف مكّه كه در اين قضيّه ، نام او را شريف حسين ذكر نمودهاند ؛ غير از شريف حسينى است كه قبل از تسلّط ابن مسعود وهّابى ، شريف مكّه بوده و شايد جدّ اين شريف حسين بوده و يا در اسم آن اشتباهى واقع شده ، چون فوت مرحوم حاج ملّا محسن عراقى چندين سال پيش از فوت اين شريف حسين مخذول در زمان وهّابى واقع شده است . فتنبّه .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 562
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٥٦٢