طلبهاى گفت : اين دزد است ، مىخواهد مرا مشغول كند ، آنگاه برود و دزدى كند .
گفت : رفتم عقب خادم كه پشت در مدرسه مىخوابيد ، او را بيدار و به آنچه گمان كرده بودم اخبار كردم .
خادم گفت : در مدرسه و در پشتبام بسته است ، دزد از كجا مىرود . پس با هم به آن موضعى آمديم كه آن شخص را ديده بودم . احدى را نديدم . پس يقين كردم آن شخص حضرت ولىّ عصر - عجّل اللّه فرجه - بوده است .
[ تشرف يكى از علماى مستبصر ] 66 مسكة
در اين باب است كه يكى از علماى مستبصر به حقّ آن حضرت را در منزل شريف مكّه مىبيند ، ولى نمىشناسد .
سيد سند و حبر معتمد ، جناب حاج سيد محمود شوشترى مرعشى در خانهاش در نجف اشرف در شهر ذى القعدة الحرام از اين سال كه سنهء هزار و سى صد و شصت و دو است از سيد جليل فاضل معاصر ، السيد الممجّد السيد على مدد خراسانى از فخر المحدّثين ، آقا ميرزا هادى واعظ خراسانى از عالم اجلّ ، جناب حاج آقا محسن سلطان آبادى رحمه اللّه ما را خبر داد كه گفت :
از طريق شام به حجّ بيت اللّه مشرّف شدم و سوار شتر بودم . در بعضى از منازل ، قافله چند روزى معطّل شد . من محصور شدم و سينهام تنگ شد . سؤال كردم : در اين قريه عالمى هست كه با او مجتمع و مأنوس شويم ؟
گفتند : از علماى جعفريّه كسى نيست و ليكن عالمى از علماى سنّت هست و اسم او را ذكر كردند .
گفتم : باكى نيست با او مأنوس مىشويم و مذاكرهء علمى مىنماييم . نزد او رفتم و بر او داخل شدم ، در حالىكه مشغول تدريس بود . چون مرا ديد ، نهايت اكرام و تعظيم نمود ، مرا مصدر نمود و به تلاميذش گفت : امروز به جهت اكرام اين سيد