طىّ نكرده بودم ، حال آنكه از كربلا تا طويريج چهار فرسخ به فراسخ مكّاريه است .
پس يقين كردم آن عرب ، جز امام زمان ( عج ) نبوده .
[ تشرف در وادى السلام نجف اشرف ] 61 مسكة
در اين باب است كه سيد هاشم شوشترى آن حضرت را در راه مقام مهدى عليه السّلام كه در وادى السّلام است ، مىبيند ولى ايشان را نمىشناسد .
ايضا سيد فاضل ثقه ، سيد كاظم شوشترى - ايّده اللّه - ما را خبر داد كه سنهء هزار و سى صد و پنجاه و هفت ، روزها در نجف اشرف به مقام مهدى عليه السّلام مشرّف مىشدم .
روزى در بين راه ، آقا سيد هاشم مذكور را ملاقات كردم و به اتّفاق ايشان به مقام مهدى عليه السّلام رفتيم . در مراجعت براى من نقل كرد :
يك روز در حين رجوع از اين مقام شريف به اين محلّ رسيدم و مكان را نشان داد .
ديدم سيّدى با عمّامهء سبز و محاسن سياه ، در اينجا راه مىرود . چون به من رسيد ، سلام كرد . جواب سلامش را دادم و از من گذشت . شب كه شد ، در عالم رؤيا ديدم در آن مكانى كه روز آن سيد را ديده بودم ، جماعتى ايستادهاند و آن سيد را ديدم كه از راه منحرف شد ، پرسيدم اين سيد كيست ؟
گفتند : فرزند امام حسن عسكرى عليه السّلام است .
[ تشرف شيخ محمد حسن مازندرانى ] 62 مسكة
در اين باب است كه شيخ محمد حسن مازندرانى آن حضرت را در بام منزل خود در كربلاى معلّا ولى آن جناب را نمىشناسد .
شيخ جليل و ثقهء نبيل ، شيخ محمد تقى حائرى از والدش شيخ محمد حسن مازندرانى حائرى ما را خبر داد و گفت : چون تزويج نمودم ، به مرض سل مبتلا شدم ،