قدرت نخواهد داشت . به همين نحو شد .
ديگر آنكه احقر آن زمان ، در كرمانشاه مرجعيّت تامّ داشتم و تمام روز و قدرى از شب را صرف حوايج مردم مىكردم . چون در زمان قبل از ايّام پهلوى ، علما مرجع امور بودند ، آن سيد فرمود : شما مرجع مردم هستيد و كارتان مهم است . من عوض شما يك اربعين تنها در اطاق ارتياض مىكنم كه اثر آن براى شما باشد ولى از علما اذن مىگيرم .
فردا گفت : از آقاى صدر ، آقاى آقا ميرزا محمد تقى و آقاى آقا سيد على داماد سؤال كردم . همهء آنها اهليّت شما را از حيث علم و عمل تصديق كردند و گفتند : هرچه بكنيد ايشان اهل مىباشند ، على هذا اطاق بالا را از زمين و ديوار و طاق جاروب كامل بنمايند كه به كلّى گرد نباشد و حصير فرش كنند ، من بايد چهل روز آنجا تنها باشم و غذاى من مطلقا از حيوانيّات نباشد ، حتى عسل و قند نمىخورم و با شكر سرخ چاى مىخورم و خوراك من بايد مغز گردو ، بادام ، كشمش ، مويز و گاهى چلو با روغن زيت و امثال آن از روغن نباتات باشد .
ما هم به دستور ايشان معمول داشته ، اطاق را مهيّا كرديم ، فرداى آن روز گفتند : به جهت اهميّت مطلب ، آقا ميرزا حبيب اللّه رشتى را خواستم و از ايشان سؤال كردم ، ايشان گفتند : فلان كس اهليّت كامل دارد ، لكن ترقيّات باطنىّ ايشان بعد از انقلاب ايران است و اين عمل شما باعث تقديم انقلاب است و مقدّرات ايشان حاصل مىشود ؛ چه شما عمل را به جا بياوريد چه نياوريد . ولى عمل شما سبب تقديم انقلاب خواهد شد ، اين قضايا سال دوّم يا سوّم سلطنت پهلوى بود .
سؤال كردم : انقلاب ايران چيست ؟
گفتند : رفع حجاب مىگردد ، چادرها پاره مىشود ، عمّامهها از بين مىرود ، عمّامهء طلّاب پاره و روضهخوانى قدغن مىشود ، اهل علم و اهل منبر حبس مىشوند و توهين به علما و روضهخوانها بسيار مىشود .
بعد از چند سال ، تمام آن قضايا مشاهده شد . قضاياى ديگرى از سيد مشاهده شد كه ذكر آنها موجب تطويل است ، من نيز بعد از چند سال به جهت علمم به واقع شدن اين
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 477
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٧٧