سؤال كنم ، جواب مىگويند .
احقر در چند سال اخير كه شيوع آزادى و كثرت اشخاص بىديانت كه بالنّسبه به مجالس روضهخوانى و سينهزنى توهين مىكردند ، محض تقويت اساس شرع ، مجلس روضهخوانى خيلى مفصّلى اقامه مىنمودم ؛ مجلس ، اوّل فجر ، عقد و يك ساعت بعد از ظهر ختم مىشد ، از حيث مصارف كثيره و زحمات بدنى ، بسيار در زحمت بودم ، در آن مجلس ، شصت نفر روضهخوان شهرى و غريب - كه از ساير بلاد آمده بودند - و پنج مدّاح ، تعزيه مىخواندند ، در اين هشت نه ساعت كه مجلس طول مىكشيد ، سى نفر و بقيّه در باقى ايّام به نوبت مىخواندند و همهء آنها حقوق داشتند .
احقر از اين آقا خواهش كردم از علما سؤال كند كه اين مجلس ، با اين زحمات و مصارف ، مقبول اهل بيت عليهم السّلام هست يا نه ؟
گفتند : من شب كار مىكنم ، بنا شد مشغول شوند و گفتند : به چهار نفر از علما يعنى مرحوم آقا ميرزا حبيب اللّه رشتى ، مرحوم آقا ميرزا محمد تقى شيرازى ، مرحوم آقا سيد اسماعيل صدر و مرحوم آقا سيد على داماد - قدّس اللّه اسرارهم - ، مراجعه و سؤال مىكنم ؛ كه آقا سيد على داماد ، داماد آقا شيخ حسن مامقانى و به اين جهت به داماد معروف بودند .
فردا گفتند : آقايان را احضار و سؤال كردم ، گفتند : بلى ! اين مجلس ، مقبول اهل بيت - سلام اللّه عليهم - است و در روز نهم يا دهم ، حضرت ولىّ عصر - عجّل اللّه فرجه و سلام اللّه عليه - به اين مجلس تشريف مىآورند .
احقر با كمال وجد و شوق گفتم : چرا روز را تعيين نكرديد ؟
گفتند : امشب سؤال مىكنم . فردا صبح گفتند : آنچه مىگويم بنويسيد و نگاه داريد .
آن روز ، روز پنجم محرّم بود و وضع احقر در مجلس ، خلاف وضع رياست و ترتيب علما در كرمانشاه بود كه در ناحيهء معيّنى بنشينند و اشخاص محترم ، طرف ايشان بيايند و قهرا آن مجلس ، صدر محسوب مىشد ؛ بلكه احقر ، درب خانه نشسته يا ايستاده بودم و براى هركسى قيام مىنمودم .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 473
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٧٣