تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
ديدى و شنيدى . خواستم او را تسليت و دلدارى بدهم ، گفتم : بلى ! ان شاء اللّه تعالى خوب مىشوى ، دل بد مكن ! گفت : چه مىگويى ؟ مطلب از همان قرار است . احدى از اهل مجلس و حضّار مطّلع نشد ما چه مىگوييم ، خيال كردند سابقه‌اى داريم كه چندى قبل جايى بوده‌ايم و مطلبى واقع شده است . به هرحال مرضش خورده خورده شدّت گرفت تا سر وعده رحلت كرد و از دنيا رفت .

[ استبصار شيخ محمد طه قاضى حسين ] 2 مسكة

در اين باب است كه شيخ محمد طه قاضى حسين ، آن حضرت را در خواب مىبيند و خوابش به معجزه‌اى متعقّب مىشود . شيخ محمد طه قاضى حسين ساكن قريهء دوآب كه سنّيان متعصّب دارد و از حدود افغان تربت شيخ جام و پدرش قاضى است ؛ مستبصر گرديده ؛ چهار ماه است كه از خانهء خود بيرون شده ، در عين زمستان و سردى هوا و با اين سختى حكومت و منع زوّار به كربلا مشرّف گرديده ، هيچ‌كس متعرّض او نشده ، بلكه بعضى از جاندارم‌ها كه در مقام منع او در حدود برآمده‌اند ، بعد از بيان حال ، بر او ترحّم كرده ، به وى پول داده‌اند و دو ماه است كه در عتبات عاليات مىباشد . جهت استبصار آن‌كه چند مرتبه در خواب ، خدمت ولى عصر - ارواحنا له الفداء - مشرّف شده است . اوّلا در روز خوابيده بود ، ديد در بيابان بزرگوارى حاضر گرديد ؛ گويا عمّامهء سبزى بر سر دارد ، لكن جمال مباركش را درست نديده ، فرمود : برو كربلا ، اين‌جا نمان و الّا اين دريا را ببين ! گفت : نظر كردم ، درياى عظيمى به نظرم آمد ، از وحشت از خواب جستم . وقتى بيدار شدم ، گفتم : اين خواب است ، اعتبارى ندارد .