حق ، تو را بركت دهاد ! اين مال را قبض كن و در ما يحتاج خود صرف نما .
مال را به خانه آوردم . روزى به معين ، خادم حضرت ، گفتم : امام مرا به سفر بحر هدايت كرد ، در آن سفر ، فتوحات بسيارى به من روى نمود .
معين گفت : اى داود ! آن وقت كه در سفر دريا بودى ، من وقتى خدمت حضرت ايستاده بودم و بعضى از اصحاب ؛ مثل حمران و عبد العلى و غيرهما حاضر بودند ، آن حضرت جميع حالات و واقعات تو را خبر داد ؛ به طريقى كه تو حكايت كردى ، بلا زياده و نقصان .
داود گويد : به هريك از اصحاب آن حضرت كه رسيدم ، مطابق قول معين ، از ايشان شنيدم .
ايضا هشام بن سالم روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : براى خدا شهرى در پشت دريا هست كه وسعت آن ، به قدر سير چهل روز آفتاب است ، در آن شهر جمعى هستند كه هرگز معصيّت نكرده ، شيطان را نمىشناسند و نمىدانند شيطان كيست ، خلق شده ، هرچندگاه آنها را مىبينيم و آنچه احتياج دارند ، از ما سؤال كنند . كيفيّت دعا را به ايشان تعليم مىنماييم و مىپرسند كه قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله كى ظهور مىكند و در عبادت و بندگى ، بسيار سعى مىكنند .
شهر ايشان دروازههاى بسيار دارد و از هردروازه تا دروازهاى صد فرسخ مسافت است . براى آنها تقديس و تنزيه و عبادت بسيار هست كه اگر ايشان را ببينيد ، عبادت خود را سهل مىدانيد ، ميان ايشان كسى هست كه يك ماه سر از سجود برنمىدارد .
خوراكشان ، تسبيح الهى ، پوشش ايشان ، برگ درختان و روهاى ايشان ، از نور روشن است . چون يكى از ايشان ، ما را مىبيند ، گرد او مىآيند و از خاك قدمش براى بركت برمىگيرند ، چون وقت نماز مىشود صداهاى ايشان بلند مىشود ، مانند باد تند . در ميان ايشان جمعى هستند كه براى انتظار قدوم قائم آل محمد هرگز از خود حربه نينداختهاند و از خدا مىطلبند در خدمت او مشرّف شوند . عمر هريك از ايشان هزار سال است .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 421
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٢١