تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
حضرت از آن مائده تناول نموديم . « 1 » نيز محمد بن جرير از جابر روايت كرده كه از حسن بن على عليهما السّلام استدعا نمودم براى ما اظهار معجزه نمايد ، در حالىكه در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بوديم ، ديديم پاى مبارك خود را بر زمين زد ، زمين شكافته شد و دريايى ظاهر گرديد كه بر روى آن كشتىها جارى بود . پس دست مبارك خود را كشيده و از آن دريا ماهى بيرون آورد و به فرزند من عطا فرمود ، آن ماهى را به منزل خود برديم و از آن تناول نموديم . « 2 » ايضا محمد بن جرير به سند خود از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده ؛ جمعى از مردم خدمت حسن بن على عليهما السّلام مشرّف شدند و از آن سرور استدعا نمودند ، براى ما معجزاتى اظهار نما كه از پدر بزرگوارت ، امير المؤمنين عليه السّلام ظاهر مىشد . فرمود : اگر اظهار نمايم ، به آن ايمان مىآوريد و تصديق مىنماييد . عرض كردند : بلى ! به اذن خداى تعالى ميّتى را بر ايشان احيا نمود . مردم جميعا گفتند : نشهد انّك ابن امير المؤمنين حقّا ، زيرا ما از آن حضرت از اين قبيل امور ، بسيار مشاهده نموديم . « 3 » از آن جمله ؛ چون معاويه و اهل شام ، نكث بيعت امير المؤمنين عليه السّلام را نمودند و بنابر مقاتله با آن بزرگوار و اصحابش گذاردند ، اين خبر به اطراف بلاد منتشر شد ، چون به سمع ملك روم رسيد و به او خبر دادند كه دو نفر بنا را بر مقاتله گذاشتند ، ملك روم پرسيد : محلّ خروج آن دو ، از كجاست ؟ عرض كردند : يكى از كوفه و ديگرى از شام . ملك سؤال نمود : آيا تاجرى از اهل آن بلاد در اين‌جا هست كه حالات و صفات
هامش
( 1 ) . دلائل الامامة ، ص 167 . ( 2 ) . دلائل الامامة ، ص 169 . ( 3 ) . همان ، صص 174 - 173 .