تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
يزيد - لعنة اللّه - از كثرت خجالت سر به زير انداخته ، منفعل و مخزى گرديد ، منكوب شده ، هيچ جواب نداد . پس از آن ، امام حسن عليه السّلام را طلبيد و به آن سرور عرض كرد : من در سؤال به يزيد ابتدا نمودم ، به جهت آن‌كه به او اعلام نمايم ؛ آن‌چه او جاهل و نادان است ، تو مىدانى ، من در انجيل نظر كردم ، ديدم محمد رسول خدا و على عليه السّلام وزير او است و ميان اوصياى انبيا نظر كردم ، ديدم پدر تو ، وصىّ رسول خداست . امام حسن عليه السّلام فرمود : آن‌چه از تورات و انجيل و قرآن مىخواهى از من سؤال نما كه خبر همهء آن‌ها را به تو خواهم داد . ان شاء اللّه . ملك آن صور و تمثال‌ها را طلبيد و يك به يك بر آن حضرت عرضه داشت . صورت اوّل را به هيأت قمر بيرون آورد ، حضرت فرمود : اين صورت آدم ابو البشر است . بعد صورت ديگر مانند شمس بيرون آورد ، حضرت فرمود : اين صورت حوّا امّ البشر است . بعد از آن ، صورت ديگر بيرون آورد ، فرمود : اين صورت شيث بن آدم است . سپس صورت ديگر ، تا آن‌كه صور همهء انبيا را عرضه داشت و آن بزرگوار مىفرمود : اين صورت نوح و اين ، صورت ابراهيم است . و هكذا تا آخر صورت‌ها همه را اخبار فرمود . بعد از آن ، صور و تمثال‌هاى ديگر بيرون آورد ، بر آن حضرت عرضه داشت و فرمود : اين‌ها صور انبيا نيست ، بلكه صور ملوك و پادشاهان گذشته مىباشد . ملك روم گفت : « أشهد عليكم يا أهل بيت رسول اللّه ! انّكم قد اعطيتم علم الأوّلين و الأخرين و علم التورية و الأنجيل و الزّبور و صحف إبراهيم و الواح موسى عليهم السّلام » و پس از آن ، تمثال و صورت ديگرى بيرون آورد و به آن حضرت نشان داد . آن سرور گريست ، گريستن شديدى . ملك عرض كرد : سبب گريهء شما چيست ؟ فرمود : اى پادشاه ! اين صورت جدّم رسول خداست ، سپس با حسن بيان صفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را براى ملك روم بيان فرمود . آن‌گاه ملك مسايل مشكله‌اى كه از