پس اگر خورشيد براى جناب على بن ابى طالب عليه السّلام برگشته باشد ، لازم مىآيد على افضل از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده باشد .
جواب از اين اعتراض آن است كه
اوّلا : اين سخن كه نماز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روز خندق فوت شده باشد ، خطاست و با عصمت آن بزرگوار منافى مىباشد .
ثانيا : اگر فرضا اين حديث هم ، صحيح باشد ، لا محاله ردّ شمس ، براى آن بزرگوار نيز خواهد بود ، چه بعضى ردّ شمس را براى جناب امير عليه السّلام در روز خندق ، متعرّض شده و گفتهاند : از براى آن حضرت پانزده مرتبه ردّ شمس شده است ؛ چون يوم بساط ، يوم خندق ، يوم حنين ، يوم خيبر ، يوم قرقيسا ، يوم بيراسا ، يوم غاضريّه ، يوم نهروان ، يوم بيعة الرّضوان ، يوم صفّين و غير ذلك ، با آنكه عموم عامّه از جمله خطيب دمشقى ، حديث ترك نماز رسول در يوم خندق را منكرند .
چنانكه شيخ يونس بياضى در كتاب صراط المستقيم مىفرمايد : « و قد ذكر خطيب دمشق عن صاحب الفتوح ، انّ عليّا ليلة الهرير بسط له نطع ، فصلّي نافلته و السّهام تمرّ عليه ، فلم ترغد و يروع النّبىّ يوم الخندق ، فلا يصلّي و الهرير اشدّ من الخندق ، لأنّها انكشفت عن ستّة و ثلثين ألف قتيل ، فكان يلزم كون علىّ اشجع من النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بطلانه اجماعيّ »
اعتراض دوّم [ نماز صبح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خواب فوت شد و خورشيد برنگشت ]
نماز صبح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خواب فوت شد و خورشيد برنگشت ، پس چگونه براى على بن ابى طالب برمىگردد ؟ !
جواب اين اعتراض آن است كه اين مطلب از اكاذيب صرف است ، چه آنكه با عصمت آن حضرت منافى است و لازمهاش آن است كه آن بزرگوار عمدا نماز صبح را ترك كرده باشد ، زيرا مسلّم بين الفريقين است كه آن بزرگوار فرمودهاند : تنام عيني و لا ينام قلبي ؛ كسى كه قلب او هرگز در خواب نمىرود ، لابد هميشه بيدار خواهد بود .