دفعة واحده تمام ارض را روشن نمىكند ، بلكه به تدريج ، نقاط ، ممالك و اماكن را ضيابخشى و نورپاشى مىنمايد و به حسب تدريج ، در اماكن مختلف تابش دارد .
در بعضى اماكن كه روز است از قبيل مملكت چين و غيره ؛ مثلا در اماكن ديگر از قبيل آسيا ، آخر شب مىشود و در مغرب زمين كه غالبش ممالك اروپاست ، اوّل ، شب مىشود و هكذا بالعكس ، نقطه به نقطه ، نصف ، شب و نصف ، روز ، يعنى همان آنى كه در بلدان مغربى روز است ، در بلدان مشرقى شب مىشود و بالعكس .
تنقيح اين مطلب ، موقوف به دانستن رياضيّات و علم هيأت و هندسه است و مؤيّد اين مطلب في زماننا هذا آن است كه وقتى مرحوم ناصر الدين شاه قاجار ، سفر فرنگستان رفته بود ؛ چنانكه مقرّر و مشهود است ، كه اگر سيمهاى تلگرافخانهها را به يكديگر وصل نمايند ، تخمينا در عرض يك ربع از مغرب به مشرق و بالعكس اعلام و مخابرهء با تلگراف ممكن است . لهذا شاه مزبور ، در يكى از دولتهاى خارجه بعد از ظهر به تلگرافخانهء آنجا رفته ، چند نفر از امناى دولت نيز ، همراهش بودند ، سپس تلگرافى چند نفر از امناى دولت را به تلگرافخانهء تهران احضار نموده بودند . على التّخمين دو ساعت بعد ، از دار الخلافه اطلاع دادند ؛ حضرات حاضر شدند . شاه مرحوم ، تغيّر فرمودند ؛ چرا اين قدر طول داده و دير حاضر شديد ؟
عرض مىنمايند : قربان ! شب است ، خوابيده بوديم . همينكه از جامهء خواب ، بيدار شديم ، معجّلا خود را به اينجا رسانديم . مگر آنجا چه وقت است ؟
جواب مىدهند : اينجا وقت عصر است .
بناء على هذا مىگوييم : اشكال بر معجزهء شقّ القمر بسيار بىوجه است ، چه شقّ القمر كه در شب دوازدهم ماه شوّال يا چهاردهم آن يا غير اينها - چنانچه اختلاف اخبار است - در مكّهء معظّمه واقع شده باشد كه جزء ممالك آسياست ، البتّه همان حين در ممالك اروپا كه مغرب زميناند ، بالمقايسة الصّحيحه ، وقت ظهر يا عصر مىبوده و مشخّص است با وجود ضوء قرص آفتاب ، ماه ابدا فروغى نداشته ، بلكه قرصش نيز چندان نمايان نمىشود .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 393
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٣٩٣