تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
پيغمبر جايز نيست در اين سرزمين نماز گزارند ، هركس از شما خواهد نماز گزارد . بعضى از مردم خود را به كنارهء راه كشيده ، مشغول نماز شدند و منافقين بعضى حرف‌ها مىزدند ، آن حضرت بر استر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سوار شده ، از آن سرزمين گذشت . جويريّة بن مسهر عبيدى گويد : من با دويست سوار ، عقب آن حضرت برفتيم و گفتم : به خدا سوگند ! نماز نمىگزارم تا او نماز گزارد ، تا آن‌كه آفتاب ، ميل به غروب كرد ، غايب شد و افق سرخ گرديد . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ملتفت من شد . به روايت صدوق ، جويريّه گفت : در دل من شكّ عارض شد . پس حضرت امير عليه السّلام به جانب من ملتفت شد و فرمود : اى جويريّه ! شكّ كردى ؟ عرض كردم : بلى ، يا امير المؤمنين ! سپس آن حضرت كنارى فرود آمده ، وضويى تازه كرد . بعد از آن به كلامى تكلّم فرمود كه من نفهميدم . ديدم آفتاب صداى عظيمى كرد ، برگشت و به موضع نماز عصر ايستاد . حضرت برخاست ، تكبير گفت و نماز عصر به جاى آورد ، ما نيز با او نماز گزارديم . چون نماز تمام شد ، ديدم آفتاب ، مانند چراغى كه در طشت بگذارند ، فرورفت و ستاره‌ها نمايان شد . در آن وقت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به جانب من رو كرد و فرمود : اى ضعيف اليقين ! اذان نماز شام بگو . مروى است چون جويريّه اين معجزه را مشاهده كرد ، گفت : به خداى كعبه قسم ! اين مرد ، وصىّ پيغمبر است و به تحقيق كسى كه مخالفت او نمود ، هلاك شد و كافر و گمراه گرديد . « 1 » به روايت شيخ طوسى - عليه الرحمه - در كتاب اعلام الورى « 2 » و شيخ مفيد - اعلى اللّه مقامه - در كتاب ارشاد « 3 » روايت كرده‌اند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ارادهء عبور از فرات نمود . اوّل ، خود با فوجى از اصحاب عبور فرمود و نماز عصر را در وقت خود به جماعت ادا كرد .
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، صص 204 - 203 ؛ الفضائل ، صص 69 - 68 . ( 2 ) . اعلام الورى ، صص 179 - 178 . ( 3 ) . الارشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد ، ج 1 ، صص 347 - 346 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 388 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي