تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
نماز عصر به جاى آورده‌اى ؟ عرض كرد : نه ، يا رسول اللّه ! به تو مشغول بوده ، از نماز بازماندم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كرد : اللّهمّ اردد الشّمس إلى عليّ بن ابيطالب ، چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعا كرد ، آفتاب برگشت تا آن‌كه حجرهء من و نصف مسجد را گرفت . ردّ شمس براى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در اين واقعه در حجرهء طاهرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده ؛ چنان‌كه ظاهر روايت چنين است : سر مبارك خود را در دامن من گذارد ، راه نفس او تنگ شده ، چنان‌كه سينهء مباركش صدا درمىداد . هنگام نماز فرارسيد و من مكروه داشتم سر مباركش را از روى زانوى خود حركت دهم و او رنج كشد . خود را نگاه داشتم تا آن‌كه وقت نماز عصر گذشت و نماز از من فوت شد . چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيدار شد ، فرمود : يا على ! نماز گزاردى ؟ عرض كردم : نه ! فرمود : چرا ؟ عرض كردم : مكروه داشتم تو را آزار دهم . پس آن حضرت برخاست ، رو به قبله ايستاد ، هر دو دستش را بلند كرد و گفت : خداوندا ! آفتاب را به جاى عصر برگردان تا على نماز گزارد . آفتاب برگشت تا به جاى عصر رسيد و على نماز عصر گزارد . سپس آفتاب فرورفت ؛ مانند فرورفتن ستاره كه از جاى خود كنده شود و به جهت ديگر فرو رود . ابن شهر آشوب در كتاب مناقب « 1 » به چند سند از امّ سلمه ، اسماء بنت عميس ، جابر انصارى ، ابو ذر ، ابن عبّاس ، ابو سعيد خدرى ، ابو هريره و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده ؛ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به كراع الغيم نماز به جاى آورد و چون سلام نماز را داد ، وحى بر او نازل شد ، ناگاه على عليه السّلام بيامد و رسول خدا را بدان حالت ديد . آن حضرت را بر سينه گرفت و بدان حالت بود تا آفتاب غروب كرد و پيوسته قرآن بر آن حضرت
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، صص 145 - 144 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 386 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي