تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
چون سر برآوردم ، انوار على ، حسن ، حسين و نه تن از اولاد حسين را ديدم و حجّت ؛ يعنى حضرت صاحب الزّمان عليه السّلام در ميان ايشان مىدرخشيد ، گويا كوكب درخشنده بود . آن‌گاه خداوند فرمود : اين‌ها خليفه و حجّت‌هاى من در زمين و خليفه و اوصياى تو بعد از تو هستند . خوشا به حال كسى كه ايشان را دوست دارد و واى بر آن كسى كه ايشان را دشمن دارد ، « 1 » الخبر .

[ روايت عبد اللّه بن عباس ] 4 مسكة

بدان خبر يازدهم نيز ، از محمد بن ابى عمير و احمد بن محمد بن ابى نصر از ابان بن عثمان الأحمر از ابان بن تغلب از عكرمه از عبد اللّه بن عبّاس روايت كرده ، گفت : يهودى كه او را نعثل مىگفتند ، نزد حضرت رسول آمد و گفت : يا محمد ! چند چيز از تو مىپرسم كه بسيار وقتى است در سينهء من مىگردد . اگر جواب ادا نمايى ، به دست تو اسلام مىآورم . آن حضرت فرمود : اى ابا عماره بپرس ! گفت : يا محمد ! پروردگار خود را برايم وصف كن . آن حضرت فرمود : حضرت خالق را نمىتوان وصف كرد ، مگر به چيزى كه خود ، به آن ، خود را وصف كرده است . چگونه خالق واحد و آفريننده يگانه را وصف نمايند كه حواس عاجز است از آن‌كه او را دريابد و ذات مقدّس او را ادراك نمايد و اوهام فرومانده است از آن‌كه او را بيابد و به كنه ذات او برسد و خطرات درمانده است از آن‌كه حدّى براى او پيدا كند و بصاير ناتوان است از آن‌كه احاطهء قدرت او كند . بزرگتر از آن است كه وصف‌كنندگان وصف او كنند ، در نزديكى دور و در دورى نزديك است ؛ يعنى نزديك و دور ، نزد علم او يكسان است . چگونگى را او چگونگى
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، صص 58 - 57 ، حديث هشتم .