جبين بر خاك گذاشتن بعد از نماز و انگشتر در دست راست كردن .
ابراهيم گفت : بار خدايا ! مرا از شيعهء امير المؤمنين ، على بن ابى طالب قرار ده ! خطاب رسيد : يا ابراهيم ! ما تو را از شيعيان على قرار داديم . پس از اين جهت ، حضرت عزّت در قرآن عظيم در شأن ابراهيم اين آيه را فروفرستاد :
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
« 1 » ؛ به درستى و راستى كه هرآينه ابراهيم از شيعه او است .
مفضّل گفت : براى ما روايت كردهاند كه وقتى حضرت ابراهيم احساس نمود وقت رحلت است ، اين حديث شريف را به جهت اصحاب خود روايت كرد و به سجود رفت . پس آن هنگام كه در سجود بود روح مقدّس آن حضرت قبض كرده شد . « 2 »
[ روايت ابو حمزهء ثمالى ]
خبر دهم : نيز از عبد الرحمن بن ابى نجران از عاصم بن حميد از ابى حمزهء ثمالى روايت كرده و ايضا از حسن بن محبوب از ابو حمزهء ثمالى از سعيد بن جبير از عبد اللّه بن عبّاس روايت كرد ، او گفت : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : چون مرا به آسمانها عروج فرمود و به سدرة المنتهى رسيدم ، از حضرت ربّ الارباب خطاب رسيد : يا محمد !
گفتم : لبيك ! لبيك ! اى پروردگار من !
خداوند فرمود : هيچ پيغمبرى به دنيا نفرستاديم كه روزگار نبوّت او منقضى شود ، الّا آنكه به امر دعوت به پاى داشت و براى هدايت امّت بعد از خود ، وصىّ خود و به جهت نگاهبانى شريعت ، حجّتى را به جاى خود گذاشت . پس على بن ابى طالب را خليفهء تو گردانيديم و امام امّت تو حسن باشد ، بعد از او ، حسين ، بعد از او ، على بن الحسين و بعد ، محمد بن على و جعفر بن محمد و بعد ، موسى بن جعفر و على بن موسى و بعد از او ، محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و بعد از او ، حجّت ، پسر حسن .
يا محمد ! سر بالا كن !
هامش
( 1 ) . سورهء صافات ، آيه 83 .
( 2 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، صص 50 - 49 ، حديث ششم .