[ روايت جابر جعفى ] 3 مسكة
ايضا خبر نهم از محمد بن سنان از مفضّل بن عمر از جابر بن يزيد جعفى از سعيد بن مسيّب از عبد الرحمن بن سمره روايت كرده ، او گفت : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : چون حضرت ملك جليل ، حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام را آفريد ، حجاب از پيش نظر آن جناب برداشت ، جنب عرش مجيد ، نورى ديد ، پرسيد : بار خدايا ! اين نور چيست ؟
خداوند فرمود : اين نور برگزيدهء من از خلق من است و نورى جنب او ديد ، گفت :
بار خدايا اين نور چيست ؟
حق تعالى فرمود : آن ناصر دين من ، على است و دو جنب آن دو نور ، سه نور به نظر مبارك درآورد و پرسيد : اين نورها چيست ؟
خطاب رسيد : آن نور فاطمه دختر محمد و حسن و حسين است كه دو فرزند او و دو فرزند على بن ابى طالباند .
گفت : اى خداوند ! من نه نور مىبينم كه در دور آن پنج نور درآمدند . ندا رسيد : آن نور على بن الحسين ، محمد بن على ، جعفر بن محمد ، موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمد بن على ، على بن محمد ، حسن بن على و حجّة بن الحسن است ؛ آنكه بعد از غايب شدن از شيعه و دوستانش ظاهر شود .
ابراهيم گفت : اى خداوند ! نورهاى بسيار مىبينم كه دور ايشان را فروگرفتهاند كه آن انوار را جز تو نمىشمارد ؛ يعنى به غير از تو كه خداوند عالميانى كسى قادر بر شمردن آن نورهاى بسيار نيست ؛ آن نورها كيستند و آن نورها چيست ؟
حق تعالى فرمود : آن نورهاى شيعيان ايشان و شيعيان على بن ابى طالب عليه السّلام كه امير المؤمنين است .
ابراهيم گفت : شيعهء امير المؤمنين عليه السّلام به چه چيز شناخته مىشود ؟
حق تعالى فرمود : به پنجاه و يك ركعت نماز ، يعنى در شبانه روز گزاردن و به جهر بسم اللّه الرّحمن الرّحيم گفتن ؛ يعنى در نماز ، دعا خواندن در نماز پيش از ركوع ،