پس از آن ، امام حسن اولى به مؤمنان است از نفسهايشان ، بعد از آن امام حسين اولى به مؤمنان است از نفسهايشان ، سپس على بن الحسين اولى به مؤمنان است از نفسهايشان و بعد از آن ، محمد بن على اولى به مؤمنان از نفسهايشان .
پس از آن ، جعفر بن محمد اولى به مؤمنان است از نفسهايشان ، بعد از آن ، موسى بن جعفر عليه السّلام « 1 » اولى به مؤمنان است از نفسهايشان ، پس از آن ، على بن موسى اولى به مؤمنان است از نفسهايشان پس از آن ، محمد بن على عليه السّلام اولى به مؤمنان است از نفسهايشان و پس از آن ، على بن محمد اولى به مؤمنان است از نفسهايشان ، بعد از آن ، حسن بن على عليه السّلام اولى به مؤمنان است از نفسهايشان و پس از آن ، حجّت بن الحسن عليه السّلام ؛ آنكه خلافت و وصايت به او منتهى مىشود و مدّتى دراز غايب خواهد شد و بعد از آن ، ظاهر خواهد شد و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد ؛ آنچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد و الحمد للّه . « 2 »
[ روايت جابر بن عبد اللّه ]
خبر سيزدهم : ايضا از محمد بن حسن واسطى از زفر بن هذيل از سليمان بن مهران اعمش از مورق از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده ، گفت : مردى از يهود به مجلس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله داخل شد كه نام او جندل بود ، پدرش جناده نام داشت و از يهود خيبر بود .
پس گفت : يا محمد ! ما را از آن خبر ده كه خداى را نيست و از آنچه نزد خدا نيست و از آنچه خدا آن را نمىداند ؟
حضرت فرمود : آنكه خداى را شريك نيست و آنچه نزد خدا نيست ، ظلم است و آنچه خداوند آن را نمىداند ، قول شما گروه يهوديان است كه مىگوييد : عزير ، پسر خداست . و اللّه ! خدا كسى را فرزند خود نمىداند .
جندل گفت : أشهد أن لا إله إلّا اللّه و انّك رسول اللّه حقا . بعد از آن گفت : اى
هامش
( 1 ) . اصل كتاب دو مرتبه جعفر بن محمد تكرار شده بود و موسى بن جعفر را نداشت .
( 2 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، ص 63 - 61 ، حديث نهم ، ص 67 ، حديث دهم .