ايشان مىشود ؟
فرمود : نه اى سلمان !
گفتم : يا رسول اللّه ! معرفت جناب ايشان براى من كجا خواهد بود ؟
فرمود : تا حسين را شناختى ، آنگاه سيد العابدين ، على بن الحسين ، آنگاه فرزند او محمد بن على باقر ؛ يعنى شكافندهء علم اوّلين و آخرين از نبيّين و مرسلين ، سپس جعفر بن محمد ، لسان صادق خداوند ، بعد از آن ، موسى بن جعفر ؛ كظمكنندهء غيظ خود با صبر در راه خداوند ، آنگاه على بن موسى ؛ راضى به امر خداوند ، پس از آن ، محمد بن على جواد ، برگزيدهء از خلق خداوند ، آنگاه على بن محمد هادى ، به سوى خداوند ، سپس حسن بن على ، صامت امين ، آنگاه فلان و نام او را به نامش پسر حسن ، مهدى ناطق ، قائم به حقّ خداوند برد و در بعضى نسخ ، صامت امين عسكرى ، آنگاه حجّة بن الحسن المهدى . . . ، تا آخر حديث كه طول دارد .
ابن عيّاش بعد از ذكر تمام خبر گفته : از ابو بكر محمد بن عمر جعابى حافظ حال محمد بن خلف طاهرى را سؤال كردم .
گفت : او محمد بن خلف بن موهب طاطرى ، ثقه و مأمون است . طاطر ، ساحلى از ساحلهاى دريا است كه در آنجا جامها مىبافند و آن را طاطريّه مىگويند كه منسوب آنجاست . از اين كلام معلوم مىشود باقى رجال سند ، از ثقات معروفين نزد اهل سنّتاند .
نيز از ابو محمد عبد اللّه بن اسحاق بن عبد العزيز خراسانى معدّل از رجال اهل سنّت ، از شهر بن حوشب ؛ از سلمان فارسى روايت كرده ؛ گفت : با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم و حسين بن على عليهما السّلام بر زانوى آن جناب بود كه ناگاه حضرت به تأمّل در رخسار او نگريست و فرمود : اى ابو عبد اللّه ! تو سيّدى از سادات ، امامى از امامان ، پدر نه امام ، كه نهم ايشان ، قائم ايشان است و امام اعلم احكم افضل هستى . « 1 »
نيز از محمد بن عثمان بن محمد صيدانى و غير او به طريق معتبر از جابر بن عبد اللّه
هامش
( 1 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، صص 9 - 8 .