تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
مرا به آن حديث مىكرد . مؤلّف گويد : تأمّل شود كه چه مقدار اهتمام و دقّت در نقل اخبار داشتند ، خصوصا در مقامى كه طرف اهل سنّت باشند كه با ديدن خبر در كتاب وكيع ، چون اذن نداشت ، نقل نكرد . اين قسم نقل خبر در آن عصر ، اسباب ضعف و بىاعتبارى بود كه آن را و جاده مىگويند ، نيز تأسّف مىخورد ؛ سند وكيع كه اعلى بود ، از دستش رفت ؛ يعنى واسطهء آن كمتر بود و از اين جهت ، قوّت خبر بيشتر است . وكيع مذكور كه اين خبر شريف در كتاب او با سند موجود است ، از معروفين علما مىباشد و او ، وكيع بن جرّاح بن مليح بن عدى ، تا آخر نسب كه به عامر بن صعصعهء رواسى مىرسد ، در عبقات الانوار از كتاب ثقات محمد بن حيّان بستى - كه او حافظ متقن بود - نقل فرموده . فيّاض بن زهير مىگفت : هرگز كتاب در دست وكيع نديديم ، كتاب خود را از حفظ مىخواند . او در سنهء يك صد و نود و هفت وفات كرد . « 1 » نووى نيز در تهذيب الاسماء ، بعد از ذكر مشايخ او ، مانند اعمش ، سفيان ، اوزاعى و امثال آن‌ها و روات از او ، مانند ابن حنبل ، ابن راهويه ، حميدى ، ابن مبارك ، ابن معين ، ابن مداينى و نظاير ايشان از اعيان محدّثين گفته و بر جلالت ، وفور علم ، حفظ ، اتقان ، ورع ، صلاح ، عبادت ، توثيق و اعتماد او اجماع كردند . احمد حنبل گفت : كسى را داراتر براى علوم و احفظ از وكيع نديدم و ابن عمّار گفت : در زمان وكيع كسى در كوفه نبود كه افقه و اعلم از او به حديث باشد و غير اين‌ها از مدايح و مناقب كه اهل رجال در حقّ او ثبت نمودند و اللّه اعلم بالحال .
هامش
( 1 ) . خلاصه عبقات الانوار ، ج 7 ، ص 36 .