به روايت شيخ طوسى در امالى « 1 » و الخلف ، محمد در آخر الزّمان خروج مىكند ، بر سر او ابر سفيدى است كه از آفتاب سايه مىافكند و به زبان فصيح ندا مىكند كه ثقلين و خافقين آن را مىشنوند كه او مهدى از آل محمد عليهم السّلام است ، زمين را پر از عدل مىكند ، چنانچه از جور پر شده باشد .
به روايتى جابر گفت : محمد را در آن در سه موضع و على را در چهار موضع ديدم .
[ حرمت بردن نام اصلى آن جناب ] 2 مسكة
بدان به مقتضاى اخبار كثيرهء معتبرهء قريب به متواترهء به حسب معنى ، حرمت بردن اين اسم مبارك در مجالس و محافل تا ظهور موفور السرور آن حضرت است .
اين حكم از خصايص آن حضرت و نزد قدماى اماميّه از فقها و متكلّمين و محدّثين مسلّم است ، حتى شيخ اقدم ، ابو محمد حسن بن موسى نوبختى از علماى غيبت صغرى در كتاب فرق و مقالات ، « 2 » در ذكر فرقهء دوازدهم شيعه بعد از وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام فرموده : ايشان اماميّهاند ، آنگاه مذهب و عقيدهء ايشان را نقل مىكند تا آنكه مىفرمايد : « و لا يجوز ذكر اسمه و لا السّؤال عن مكانه حتّى يؤمن بذلك » .
از اين كلام در اين مقام معلوم مىشود اين حكم از خصايص مذهب اماميّه است و از احدى از ايشان ، خلافى نقل نشده تا عهد خواجه نصير الدّين طوسى كه آن مرحوم ، قايل به جواز شدند و خلاف ايشان مضرّ نيست ، چه به جهت قلّت زمان و كمى وقت براى مراجعت به كتب نقليّه ، گاهى به مذاهب نادره بلكه منحصر به خود ، مثل انكار بداء و انكار توقيفى بودن اسماى حسنى قايل مىشدند ، حال آنكه شيخ مفيد - طاب ثراه - در كتاب مقالات « 3 » در مقام ذكر مقالات در صفات حضرت بارى تعالى
هامش
( 1 ) . الامالى ، ص 292 .
( 2 ) . فرق الشيعه ، ص 111 - 108 .
( 3 ) . اوائل المقالات ، صص 54 - 53 .