[ غريم ]
از ديگر اسماى شريف آن بزرگوار ، غريم است ، چنانكه علماى رجال « 1 » تصريح نمودند ، از القاب خاصّه است و در اخبار اطلاق آن بر حضرت ، شايع است .
غريم ، هم به معنى طلبكار و هم به معنى بدهكار است ، در اينجا به معنى اوّل است . اين لقب ، مثل غلام از روى تقيّه بود ، چون شيعيان مىخواستند مالى نزد آن جناب يا وكلايش بفرستند يا وصيّت كنند يا از جانب آن حضرت مطالبه كنند و نظاير اين مقام ، او را به اين لقب مىخواندند . او از غالب ارباب زرع و تجارت و حرفه و صناعت ، طلبكار بود .
شيخ مفيد در ارشاد « 2 » از محمد بن صالح روايت كرده كه گفت : چون پدرم مرد و امر به من راجع شد و دستكى از مال غريم براى پدرم بر مردم بود .
شيخ فرمود : اين رمزى بود كه قديم شيعه آن را ميان خود مىشناختند و خطاب ايشان به آن حضرت براى تقيّه بود .
[ فتح ]
از جمله اسامى آن بزرگوار ، فتح است ، چنانكه در هدايه « 3 » آن را از القاب شمرده .
در اخبار ولادت گذشت كه حكيمه خاتون به نرجس خاتون گفت : خداوند امشب غلامى به تو مىبخشد كه در دنيا و آخرت سيد است و او فرج مؤمنين مىباشد .
در كتاب تنزيل و تحريف احمد بن محمد سيّارى ، مروى است كه در آيهء شريفهء :
إِذا جاءَ . . . ،
الخ فرمودند : مراد از فتح ، فتح قائم عليه السّلام است .
هامش
( 1 ) . رجال ابن داود ، ص 296 .
( 2 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 362 .
( 3 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .