به روايت ديگر ، در حضور آن حضرت ، ذكر قائم عليه السّلام به ميان آمد . پس فرمود : آگاه باشيد ! هرگاه آن جناب برخيزد ، هر آينه مردم مىآيند و مىگويند : اين چگونه است ، حال آنكه استخوانهاى او از فلان زمان پوسيده ؟ « 1 »
نكتهء چهارم [ به جهت اينكه او به امامت ، اقامت خواهد نمود ]
آنكه او را قائم ناميدهاند ، به جهت اينكه او به امامت ، اقامت خواهد نمود ، چنانكه در كمال الدّين « 2 » از صقر بن ابى دلف روايت كرده ؛ گفت : از حضرت امام محمد تقى عليه السّلام شنيدم ، فرمود : امام بعد از من ، على فرزند من است ، امر او ، امر من ، گفتهء او ، گفتهء من و طاعت او ، طاعت من است . امامت بعد از او ، در فرزندش حسن است و امر حسن ، مانند امر پدر او ، فرمودهء او ، فرمودهء پدر او و اطاعت او ، اطاعت پدر او است ، سپس حضرت ساكت شد .
عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! امام بعد از حسن كيست ؟
حضرت گريست ، گريستن شديدى ، آنگاه فرمود : امام بعد از حسن ، پسر او ، قائم به حق و منتظر است .
عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! چرا او را قائم ناميدند ؟
فرمود : براى اينكه او بعد از خاموشى ذكرش و مرتد شدن اكثر آنها كه به امامتش قايل بودند ، به امامت ، اقامه خواهد نمود .
نكتهء پنجم [ به جهت متابعت نمودن از حضرت بارى تعالى كه آن جناب را به اين اسم ، نام برد ]
آنكه او را قائم ناميدند به جهت متابعت نمودن از حضرت بارى تعالى كه آن جناب را به اين اسم ، نام برد ، چنانكه در كمال الدّين ، از ابو حمزهء ثمالى روايت كرده ؛ گفت : از حضرت امام محمد باقر - صلوات اللّه عليه - سؤال كردم يا بن رسول اللّه ! آيا
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، صص 155 - 154 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 378 .