أراد اللّه اظهار أمره نكت في قلبه ، فظهر ، فقام بامر اللّه .
نكتهء سوّم [ به جهت اينكه او ، برمىخيزد بعد از آنكه مىميرد ]
آنكه آن جناب را قائم مىگويند ، به جهت اينكه او ، برمىخيزد بعد از آنكه مىميرد ، چنانكه شيخ طوسى در غيبت « 1 » از ابى سعيد خراسانى روايت كرده ؛ گفت : به حضرت صادق عليه السّلام گفتم : مهدى و قائم ، يكى است ؟
فرمود : آرى ، تا آنكه فرمود : قائم ناميده شد ، زيرا او براى امر عظيمى برمىخيزد .
در نجم ثاقب بعد از نقل اين خبر فرموده : مراد از موت ، يا موت ذكر آن جناب است ، يعنى اسمش از ميان مردم مىرود و شايد لفظ ذكر در خبر بوده و از نسخهء شيخ يا از قلم راوى به قرينهء خبر صقر ، سقط شده .
بلكه صدوق در معانى الأخبار « 2 » فرموده : قائم عليه السّلام را قائم ناميدند ، زيرا او بعد از موت ذكرش برمىخيزد و يا آنكه به گمان بعضى از بىخردان ، مراد ، بعد از مردن او باشد كه كلام آن در باب چهارم بيايد .
اين ناچيز گويد : اين بعض ، علاء الدّوله سمنانى و قاضى حسين ميبدى است كه كلمات ايشان در باب مذكور از نجم ثاقب منقول است .
استادنا المحدّث فرموده : مويّد اين احتمال ، روايت شيخ نعمانى ، در غيبت « 3 » خود ، از امام محمد باقر عليه السّلام است كه فرمود : هرگاه فلك دور زد و گفتند مرد يا هلاك شد و به كدام وادى رفت ؟ و جويندهء او گويد : كجا خواهد شد ، حال آنكه استخوانهاى او پوسيده ؟ ! در اين حال ، اميدوار ظهور او باشيد .
نيز از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده ؛ فرمود : به درستى كه چون قائم برخيزد ، مردم گويند : اين چگونه خواهد بود ، حال آنكه استخوانهاى او پوسيده شده بود ؟
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 471 .
( 2 ) . معانى الاخبار ، ص 65 .
( 3 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 151 .