شما قائم نيستيد ؟
فرمود : بلى ! همه ، قائم به حقّ هستيم .
گفتم : پس چگونه حضرت صاحب الامر عليه السّلام را قائم به حقّ ناميدند ؟
فرمود : چون جدّم حسين عليه السّلام شهيد شد ، ملايكه در درگاه الهى صدا به گريه و ناله بلند كردند و گفتند : اى خداوند و سيد ما ! آيا از قتل برگزيدهء خود ، فرزند پيغمبر پسنديدهء خود و بهترين خلقت غافل مىشوى ؟
حق تعالى به سوى ايشان وحى كرد : اى ملايكهء من ! قرار بگيريد . به عزّت و جلالم قسم ! هر آينه از ايشان انتقام خواهم كشيد ، هرچند بعد از زمانها باشد .
سپس حق تعالى حجابها را برداشت و نور امامان از فرزندان حسين را به ايشان نمود و ملايكه به آن ، شاد شدند . آنگاه يكى از انوار را ديدند كه ميان آنها ايستاده و به نماز مشغول بود . حق تعالى فرمود : به اين ايستادهء از ايشان ، انتقام خواهم كشيد . « 1 »
نكتهء ششم [ قائم ، از قام بالأمر و أقام به مأخوذ باشد كه به معنى قيام به امر و اتيان به او است ]
آنكه بعضى احتمال دادهاند قائم ، از قام بالأمر و أقام به مأخوذ باشد كه به معنى قيام به امر و اتيان به او است ، به طورى كه آنچنان كه بايد و شايد ، حقّ او را ادا نمايد .
چنانكه در قاموس گفته : قام بالأمر و أقام ، إذا جاء به معطى حقوقه و چون آن حضرت حقّ ولايت كبرا و خلافت عظماى الهيّه را ادا مىنمايد كه آن ، امامت است ؛ به نحوى كه هيچ يك از آباى طاهرين و اجداد معصومين آن بزرگوار ، به حسب ظاهر و به واسطهء سدّ سادّين و منع مانعين متمكّن از اداى آن نشدند ؛ لذا از اين جهت ، او را قائم گفتهاند .
نكتهء هفتم [ قائم ، از قائم سيف مأخوذ باشد ]
آنكه بعضى ديگر احتمالا ذكر كردهاند : شايد قائم ، از قائم سيف مأخوذ باشد كه آن
هامش
( 1 ) . ر . ك : علل الشرايع ، ج 1 ، ص 160 .