آسمان رسيد . مرغان سفيدى ديد كه از آسمان فرود مىآيند و بال خود را بر سر و صورت و ساير جسد آن بزرگوار مىمالند . آنگاه پرواز مىكردند .
پس گفت : از آن كيفيّت به امام حسن عليه السّلام خبر داديم .
حضرت خنديد و فرمود : آنها ملايكهء آسمانها بودند . نازل شدند تا به او متبرّك شوند ، چون وقت ظهور ، انصار او هستند .
اين ناچيز گويد : در سرّ اختصاص اين لقب شريف به آن حضرت از ميان ساير ائمّه عليهم السّلام ، چند نكته در نظر جلوهگر است :
نكتهء اوّل : آنكه يكى از معانى سيّد ، رييس كبير در ميان قوم خود است كه مطاع و متّبع باشد .
بديهى است وقت ظهور ، سيادت و سودد آن بزرگوار ، ميان قوم خود ، بلكه ميان تمامى اهل عالم از همهء آبا و اجداد معصومينش ، اكبر و اعظم و مطاعيّتش ارفع و افخم است . كما لا يخفى .
« قال في مجمع البحرين : « 1 » السيّد ، الرئيس الكبير في قومه ، المطاع في عشيرته » .
نكتهء دوّم : آنكه يكى از معانى سيّد ، فايق در خيرات و راقى در مبرّات است ، چنانكه در مجمع است : « و السيّد الّذى يفوق في الخير » . « 2 »
بديهى است در زمان ظهور آن بزرگوار ، به واسطهء آن نور كردگار ، انواع خيرات و انحاى بركات ، چه از علوم و معارف و حكم كه خيرات واقعيّهاند و چه از ارزاق و معايش و نعم كه مبرّات ظاهريّهاند از زمان آبا و اجداد آن بزرگوار ، بلكه از زمان آدم تا وقت ظهور آن سلطان تاجدار به اضعاف مضاعف ، اوفر و به مراتب كثيرهء بثيره ، اكثر است .
روايت دست گذاردن آن حضرت بر سر هرمردى و كامل شدن عقل او به اندازهء
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 448 .
( 2 ) . همان .