كشف الغمّه « 1 » از رسول خدا روايت نموده كه فرمود : مهدى عليه السّلام خروج مىكند ، ابرى بر سر او و در آن منادى است كه ندا مىكند : اين مهدى ، خليفة اللّه است ، او را پيروى كنيد .
ايضا از آن جناب روايت كرده و در خبرى كه ذكر آن حضرت را نموده ، فرمود :
همانا او خليفة اللّه ، مهدى است . « 2 »
نيز در كتاب بيان فى اخبار صاحب الزّمان ، « 3 » تأليف گنجى شافعى ، اين خبر را ذكر نموده . خليفه در لغت به معنى جانشين و قائم مقام است .
آنچه اين ناچيز در نكتهء اختصاص اين لقب مبارك به حضرت بقيّة اللّه در نظرم جلوهگر است ، آنكه چون آن بزرگوار هنگام ظهور در ميان خلايق به احكام واقعيّهء الهيّه عمل مىفرمايد ، پس حضرت خليفهء خدا است در حكم بين مكلّفين از خلقش به حكم واقعى الهى كه در هرقضيّهاى عند اللّه ثابت است .
فلذا به خلاف جدّ بزرگوار و آباى اطهارش به اين لقب ، مخصوص شد . چه ايشان به ظاهر مأمور بودند و حكم به باطل نمودن ، مخصوص آن حضرت است . اخبار مستفيضه بر اين مضمون عزّ صدور يافته و مؤيّد اين آيهء مباركهء :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
« 4 » است .
چه در تفسير كبير آمده : خليفه بودن داود ممكن است از انبياى سابق او باشد . زيرا خليفهء مرد ، كسى است كه جانشين او باشد و اين دربارهء شخصى كه غيبت و پنهانى او جايز است ، صحيح و مجوّز مىباشد ، نه دربارهء بارى تعالى .
ممكن است خليفهء از خود بارى تعالى باشد و چون حقيقتا خلافت الهيّه ممتنع است ، در ساحت قدس بارى تعالى ، غيبت و حضور راه ندارد ؛ پس به انضمامش به آيهء
وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ
« 5 » مراد ، مالك بودن براى مردم و نفوذ حكم الهى
هامش
( 1 ) . كشف الغمه فى معرفة الائمة ، ج 3 ، ص 270 .
( 2 ) . كشف الغمه فى معرفة الائمة ، ج 3 ، ص 288 .
( 3 ) . البيان فى اخبار صاحب الزمان ، ص 132 .
( 4 ) . سورهء ص ، آيه 26 .
( 5 ) . همان ، آيه 20 .