مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ »
شما انتظار بريد ، به درستى كه من با شما از انتظاربرندگانم ، يعنى انتظار بريد فرج مرا و من انتظار مىبرم آن وقتى را كه براى اين امر ، مصلحت دانستم كه آن وقت در رسد . « 1 »
نيز از آن جناب روايت كرده كه فرمود : « چه نيكو است صبر و انتظار فرج . » آيا نشنيدهاى قول خداوند را كه فرموده :
« وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ
فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ »
.
پس بر شما باد به صبر ؛ زيرا كه فرج مىآيد بعد از نااميدى و به تحقيق كه بودند به حقّ پس از شما كه از شما صبركنندهتر بودند . « 2 »
نيز از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « هر كه انتظار برد ظهور حجّت دوازدهمى را ، مانند كسى است كه شمشير خود را برهنه كرده و در پيش روى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دفع دشمنان آن حضرت مىكند . « 3 »
برقى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « افضل عبادت مؤمن ، انتظار بردن فرج حق است . « 4 »
سيّد بن طاوس در كتاب مضمار روايت كرده از محمّد بن على طبرازى كه به سند معتبر روايت كرده از حماد بن عثمان كه گفت : داخل شدم بر حضرت صادق عليه السّلام ، در شب بيست و يكم ماه رمضان .
پس فرمود به من : « اى حماد ! غسل كردى ؟ »
گفتم : آرى ، فداى تو شوم .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 52 ، ص 128 ؛ تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 138 ؛ تفسير الصافى ، ج 2 ، ص 428 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 297 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 645 ؛ بحار الانوار ، ج 20 ، ص 236 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 297 .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 335 ؛ الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 91 ؛ الصراط المستقيم ، ج 2 ، ص 228 ؛ بحار الانوار ، ج 36 ، ص 401 .
( 4 ) . المحاسن ، ج 1 ، ص 291 .