تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 881

مساهمون:

ص٨٨١
از شدّت اندوه واله بود و مانند زنى كه فرزند عزيزش مرده بود ، گريه مىكرد مانند جگر سوخته . آثار حزن و محنت در روى حق‌جويش ظاهر و هويدا بود و اشك از ديده‌هاى حق‌بينش جارى بود و مىگفت : اى سيّد من ! غيبت تو خواب مرا برده است و استراحت مرا زايل گردانيد و سرور را از دل من ربوده است . اى سيّد من ! غيبت تو مصيبت مرا دائم گردانيد و محن و نوايب را بر من پياپى گردانيد و آب ديدهء مرا جارى كرد و ناله و فغان و حزن را از سينهء من بيرون آورد و بلاها را بر من متّصل گردانيد . سدير گفت : چون حضرت را به آن حالت مشاهده كرديم ، عقل‌هاى ما پرواز كرد و واله و حيران شديم . دل‌هاى ما از آن جزع ، نزديك بود كه پاره گردد و گمان كرديم كه آن حضرت را زهر دادند يا آن‌كه بليهء عظمى ، از بلاهاى دهر بر او حادث شده است . عرض كردم كه اى فرزند بهترين خلق ! خدا هرگز چشم تو را گريان نگرداند چه حادثه‌اى تو را گريان گردانيده است و چه حالت روى داده است كه چنين ماتم گرفتى ؟ پس حضرت از شدت غصّه و گريه ، آه سوزناك از دل غمناك بركشيد و فرمود : من در صبح اين روز نظر در كتاب جفر نمودم و آن كتابى است مشتمل بر علم بلايا و منايا و در آنجا مذكور است بلاهايى كه بر ما مىرسد و در آنجا علم گذشته و آينده هست تا روز قيامت و خدا آن علم را مخصوص محمّد و ائمّه بعد از او گردانيده است - صلوات اللّه عليهم - . نگاه كردم در آنجا ولادت حضرت صاحب الأمر عليه السّلام و غيبت آن حضرت و طول غيبت و درازى عمر او را و ابتلاى مؤمنان را در زمان غيبت و بسيار شدن شكّ و شبهه در دل مردم از جهت طول غيبت او و مرتد شدن اكثر مردم در دين خود و بيرون كردن ريسمان اسلام را از گردن خود كه حق تعالى در گردن بندگان قرار داده است . پس رقّت مرا